تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
بود . راويان اخبار و احاديث روايت بخارى را ترجيح مىدهند و واقدى نيز همين روايت را تأييد مىكند . به هر حال گروه مؤمنان را ترك گفت و به سوى عضل و قاره روانه شد تا مبلّغان هدايت در ميان آن مردم باشد . آنان از آنجا كه نمىدانستند آن مردم قصد نيرنگى با آنان دارند كه تا آن زمان در ميان اعراب شرافتمند چنين حيله و نيرنگ و خيانتى سابقه نداشت حالت جنگى نداشتند و براى جنگ نيز نرفته بودند . زمانى كه اين گروه به رجيع - كه در ميان مكّه و عسفان قرار داشت و محل زندگى قبيلهء هذيل بوده رسيد با آنان نيرنگ ورزيدند و فرياد كمك‌خواهى [ از كسانى كه از پيش در كمين نشسته بودند ] بلند كردند و بدين ترتيب هيأت هدايت با حمله مردانى شمشير به دست كه آنان را در محاصرهء خود قرار داده بودند غافلگير شد . مشركان همانگونه كه با نيرنگ و حيله مسلمانان را از مدينه بيرون آورده بودند قصد آن را داشتند با نيرنگ و فريب آنان را به اسارت بگيرند . به همين دليل نيز به آنان گفتند : « به خداوند سوگند ، ما قصد كشتن شما را نداريم و تنها مىخواهيم بدين وسيله چيزى از مردم مكّه براى خود بگيريم » . شايد آنان در اين ادعاى خود راست نيز مىگفتند و اين كار در اثر فريفته شدن آنان و ديگر اعراب به ادّعاهاى مشركان مبنى بر پيروزى بر محمّد و مژدهء جايزه براى هركسى كه مسلمانى را در اختيار آنان قرار دهد صورت مىگرفت . مشركان در تكميل فريب خود گفتند : « ما با شما پيمان مىبنديم كه شما را نكشيم » . اين سخن عزم برخى از مؤمنان را سست كرد ، در حالى كه آنان همه شمشير بركشيده بودند تا بجنگند و اگر بناست كشته شوند در حال جهاد بميرند و نه در حالى كه تسليم دشمن شده‌اند . به همين دليل نيز ، عاصم بن ثابت ، مرثد بن ابى مرثد و خالد بن بكير از ميان آن شش يا ده نفر - بنا بر اختلاف روايات - حتى پس از آن سخن نيز گفتند : « ما هرگز از مشركى عهد و پيمانى را قبول نمىكنيم » .