بنيان آنان به شمار مىرفتند .
امّا پس از غزوهء احد و در حالى كه مشركان شكست نخورده بودند لازم بود به پخش اين شايعه بپردازند كه آنان توانستهاند انتقام خود را از محمّد ( ص ) بگيرند و به اهداف خود دست يابند . تا با پخش اين شايعه هيبت و اقتدار از دست رفته و شرافت و آقايى خود را كه محمّد پرچم آن را واژگون كرده بود باز يابند .
اگر شكست بدر موقعيّت قريش در ميان اعراب را متزلزل كرده و كسانى را كه چشم رقابت به موقعيّت آنان دوخته بودند عليه آنها برانگيخت ، اينك لازم بود به پخش كردن چيزى بپردازند كه آن را به گمان خود شكست محمّد در احد مىدانستند و نيز لازم بود جوّ جزيرة العرب را از اين مسأله آكنده كنند و در هرجا اين رخداد را بر سر زبانها قرار دهند و اين در حالى بود كه جنگ احد تنها ميان بخشى از مردم يعنى ميان مكّه و طايف و مناطق مجاور آن از يك سوى و مدينهء رسول خدا ( ص ) از سوى ديگر رخ داده بود .
اعراب كه كفر و نفاقشان از همه فزونتر و آگاهيشان از حدود آنچه خدا نازل ساخته كمتر است به هدف دشمن عليه رسول خدا ( ص ) دست به تحرّكى تازه زدند و بدين ترتيب قبايلى كه خداوند آنان را با ماجراى بدر مغلوب ساخته بود چشم طمع به پيروزى بر مسلمانان دوختند . به عبارتى ديگر عواملى كه مردم را عليه مؤمنان تحريك و تشويق مىكردند و به آنان جرأت رويارويى با مسلمانان را مىدادند به تحرّك در آوردند و به پخش اخبارى از آنچه آن را شكست مسلمانان مىدانستند و ديگران را عليه آنان برمىانگيزاند و كينههاى بتپرستان را عليه آنان شعلهور مىساخت پرداختند و بدين ترتيب حيله و خيانت با مسلمانان و آشتى و صلح با قريش از سوى قبايل مختلف عرب رو به فزونى نهاد و رسول اكرم ( ص ) و اصحاب او نيز در مقابل همهء اينها صبر و پايدارى مىورزيدند .
قريش همانقدر كه از ماجراى احد سرمست و مغرور بود به همان اندازه نيز دو مسأله اذهان آنان را به خود مشغول داشت :
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 562
مساهمون: حسين صابري
ص٥٦٢