رفته است اجازهء [ نبرد ] داده شد » « 36 » ، « در راه خدا با كسانى كه با شما مىجنگند بجنگيد و ستم و تجاوز نكنيد كه خداوند تجاوزكاران را دوست ندارد » « 37 » ، « با آنان بجنگيد تا آن كه فتنهاى نباشد و دين و غلبه از آن خداوند باشد » « 38 » و « جنگ براى شما نوشته و تقدير شد در حالى كه برايتان ناخوشايند است و چهبسا چيزى را ناخوشايند داريد و همان برايتان خير است و چهبسا نيز چيزى را دوست بداريد و همان برايتان شرّ است و خداوند مىداند و شما نمىدانيد » « 39 » .
از همين قبيل آيات فراوان ديگرى در جواز جنگ و بلكه در وجوب آن به منظور دفع فساد نازل شده است ، آنسان كه مىفرمايد : « اگر بازداشتن برخى از مردم از سوى برخى ديگر نبود فساد بر زمين حكمفرما مىشد ، امّا خداوند بر مردم فضل فراوان دارد » « 40 » .
اين تشريع اساسى به مناسبت اوّلين جنگ مسلمانان بود . امّا در غزوهء احد احكام تفصيلى ديگرى دربارهء جهاد در عملكرد رسول خدا ( ص ) در سازمان دادن به سپاه و در مقابله با دشمن تقرير شد كه از اين قبيل مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد :
الف : در اين غزوه ثابت شد كه افراد كمتر از پانزده سال در جنگ شركت داده نمىشوند مگر آن كه داراى توان و قدرتى چون توان و قدرت جوانان ، يا داراى مهارتى فنى در جنگ از قبيل تيراندازى باشند ، آنگونه كه رسول خدا ( ص ) در اين نبرد به دو نوجوان زير پانزده سال اجازه نبرد داد : يكى به دليل مهارت وى در تيراندازى و ديگرى به دليل برخوردار بودن از قدرت و توانى كافى در بر زمين انداختن دشمن .
هامش
( 36 ) - حج / 39 .
( 37 ) - بقره / 190 .
( 38 ) - همان / 193 .
( 39 ) - همان / 216 .
( 40 ) - همان / 251 .