ما به خود اجازه نمىدهيم كه بگوييم اين كار را با كار آن كس كه بردهاى را به قتل حمزه گماشت و يا با كار آن قاتل مقايسه كنيد ، چرا كه اين دلاورى على و آن خوى و منش بردگان است .
بههر حال پرچمداران قريش يكى پس از ديگرى به قتل رسيدند تا آنجا كه دشمن ناگزير شد پرچم خود را به يك زن بسپارد .
دلاوران سپاه اسلام حتّى پس از آن كه دشمن ناجوانمردانه حمزه را به قتل رساند دست به حيلهاى نزدند و همچنان با رادمردى و درستكارى به فرود آوردن ضربات خود بر مشركان ادامه دادند و اين در حالى بود كه مسلمانان آن گونه كه سيبى را به دو نيمه بشكافند سپاه شرك را شكافته و پيوسته بر صفوف آنان مىتاختند و آنان نيز از رويارويى مىگريختند و توشه و اموال و دارايى خود را به غنيمت مىگذاشتند .
غنايم مرگ آفرين
428 - اردوى شرك از هم پراكند و بسيارى از آنان گريختند و از فراوانى افراد خود هيچ سودى نبردند و هيچ بهرهاى نجستند . البتّه اين فرار در حالى صورت مىگرفت كه آنان خرد و ناتوان و زمينگير نشده بودند و با سپاه فراوان خود [ بدون رويارويى ] و در حالى صورت مىگرفت كه سواران تحت فرماندهى خالد بن وليد و سواران تحت فرماندهى عكرمة بن ابى جهل نيز در كنار آنان قرار داشتند و خود را آماده كرده بودند تا اگر فرصتى بيابند بر مسلمانان يورش آورند ، بويژه آن كه اين دو فرمانده هر دو از افراد هوشمند و آگاه و تحت تأثير انگيزهء تعصّب و خونخواهى بودند .
در اين ميان كارى كه غنيمت طلبان كردند همه چيز را عوض كرد . در حالى كه على و زبير و سعد بن ابى وقاص و ديگر دلاوران مسلمان انصار پشت مشركان را شكسته و آنان را وادار ساخته بودند تا هر چه دارند بر جاى گذارند و بگريزند ، اين