گروه در پى آن دلاوران به راه افتاده ، به جمع آورى غنيمت و تاراج اموال بر جاى مانده پرداختند و امثال ابو دجانه را در صحنه گذاشتند تا بتنهايى ضربات خود را بر فرق كافران فرود آورند ، بىآن كه اين گروه به پشتيبانى از آنان و به محكم كردن پشت سپاه بپردازند . اينچنين است كه طمع طمع افزايد و ثروت گمراهى آورد .
ابن اسحاق وضعيّت نبرد را تا پيش از مسابقهء جمعآورى غنايم چنين توصيف مىكند كه خداوند نصرت خويش را بر مسلمانان نازل كرد و وعدهء خويش را براى آنان محقّق ساخت و مسلمانان مشركان را با شمشيرهاى خود مورد تهاجم قرار دادند تا آنجا كه آنان را از اردوگاه خود دور ساختند و هيچ ترديدى در شكست آنها نبود . مجاهد دلاور زبير بن عوّام نيز در اين باره مىگويد : « من خود ديدم كه اطرافيان هند و خدمتگزاران او دامن بالا زدهاند و مىگريزند و فاصلهاى با اسارت گرفتن آنان نيست » .
در چنين شرايطى بود كه گروهى به جمع آورى غنايم پرداختند . از سوى ديگر تيراندازان محافظ درّه نيز مشاهده كردند كه غنايم رو به فزونى نهاده است و كسانى كه خواهان غنايمند براى جمع آورى و تصاحب آن با يكديگر به مسابقه پرداختهاند . به همين دليل ، آنان نيز پاسدارى از پشت اردوى مسلمانان و دفع تعرّض سواران مهاجم را با تيرهاى خود رها و به اين فرمان رسول خدا ( ص ) پشت كردند كه چون نمىخواست سپاه سنگين شرك سپاه مؤمنان را كه يك چهارم آنان نيز نبود اين سپاه را دور زند و در محاصره خود قرار دهد از آنان خواسته بود در هر صورت خواه مؤمنان پيروز شدند و مشركان را بكشند و خواه آنان كشته شوند جارى خود را ترك نگويند .
آنان در حالى حوزهء نگهبانى خود را ترك كردند كه ديدگان خالد و عكرمه مراقب آنان بود و آنان در پى فرصتى براى به كار گماشتن سواران خود بودند .
بدين ترتيب سواران قريش با مشاهدهء اين وضعيت [ كوه احد را دو زده ] به حوزهء مأموريت تيراندازان مسلمان يورش بردند [ و با شكست دادن آنان كه عدّهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: حسين صابري
ص٥١١