تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
اندكى از ايشان در آنجا مانده بودند ] از پشت به سپاه مسلمين حمله كردند و اين در حالى بود كه سپاه قريش از آن سوى ديگر مىگريخت و انتظارى جز شكست براى خود نداشت تا آن كه در اين ميان خالد بن وليد خطاب به سپاه قريش فرياد بر آورد كه او به درهم كوبيدن سپاه مسلمانان از پشت پرداخته است . اين گونه بود كه مشركان ديگر بار برگشتند و بر مسلمانان حمله‌ور شدند بدان هدف كه شكست سختى را به آنان تحميل كنند . آنان همچنين در جستجوى محمّد ( ص ) بر آمدند تا او را به قتل برسانند . [ البتّه اين حقيقت را نبايد از نظر دور داشت كه اگر آنان سپاه رسول خدا ( ص ) را در محاصره خود گرفته بودند ، امّا خداوند نيز از پشت سرشان آنها را در احاطهء خود داشت . ابن اسحاق دربارهء اين مرحله از نبرد چنين مىگويد : « پس مسلمانان پراكنده شدند و دشمن بر آنها چيره شد و روز آزمايش و امتحانى سخت فرا رسيد كه در آن خداوند هر كه را خواست به شهادت گرامى داشت ، تا آن كه دشمن خود را به پيامبر ( ص ) رساند و سنگ به سوى او پرتاب كرد آن سان كه او از شدّت آن بر زمين افتاد ، دندان مباركش شكست و صورتش شكافت و زبانش نيز زخم برداشت » « 6 » . بدين ترتيب سپاه شرك به رسول خدا ( ص ) دست يافت و بر اثر ضرباتى كه وارد كرد دو حلقه از حلقه‌هاى كلاهخود در گونهء مبارك او فرورفت و آن حضرت به درون گودالى كه در آنجا قرار داشت و ابو عامر اوسى آن را حفر كرده بود تا مسلمانان به هنگام هجوم در آن بيفتند در افتاد . پس على بن ابى طالب ( ع ) دست رسول خدا ( ص ) را گرفت و طلحة بن عبيد الله نيز آن حضرت را بلند كرد و او ايستاد . سپس ديگر صحابه بدان سوى روى آوردند و به بر طرف كردن آثار زخم از چهرهء او پرداختند . ابو عبيده عامر بن جرّاح آن دو حلقه‌اى را كه در صورت رسول
هامش
( 6 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 22 .