تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
به همين دليل پيامبر ( ص ) سپاهيان را متوجّه منع ترديد كرد و فرمود : « براى هيچ پيامبرى كه زره جنگ بر تن كرده و اجازهء حركت سپاه را داده است روا نيست كه بر گردد مگر آن كه به جنگ بپردازد . من پيش از اين شما را به ماندن در شهر فرا خواندم امّا شما هيچ چيز جز رفتن به استقبال دشمن را نپذيرفتيد . اينك بر شما باد كه از خداوند پروا كنيد و چون با دشمن روبرو شديد در سختى نبرد صبر و پايدارى ورزيد و ببينيد خداوند از شما چه خواسته است » . در حالى كه - آن سان كه گفتيم - سپاه مشركان حدود سه هزار نفر بودند رسول خدا ( ص ) سپاه مؤمنان را كه شمار آنان با احتساب گروهى بيمار دل كه در ميان آنان وجود داشتند به هزار نفر مىرسيد پيش برد . در اين ميان برخى از انصار قصد آن را داشتند تا از همپيمانان يهودى خود نيز كمك بخواهند . زهرى روايت كرده است كه گروهى از انصار از رسول خدا ( ص ) اجازه خواستند كه از همپيمانان خود در مدينه كمك بطلبند ، امّا رسول خدا ( ص ) فرمود : « ما را به آنان نيازى نيست » ، چرا كه وى مىخواست سپاه او از كسانى تشكيل يابد كه همه براى دفاع از عقيدهء خود سر جنگ دارند و علاوه بر آن خداوند نيز فرموده بود : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد كسانى را غير از همعقيدگان خود به دوستى و همكارى نگيريد كه در ايجاد سستى در شما فرو گذار نمىكنند . آنان دوست دارند كه شما در رنج و مشكل گرفتار آييد . كينه از زبان آنان هويداست و البتّه آنچه در دل دارند از اين بزرگتر و بيشتر است » « 1 » . رسول خدا ( ص ) علاوه بر اين نمىتوانست از يهوديانى يارى بخواهد كه همين چندى پيش ميان او و يك گروه از آنان يعنى يهود بنى قينقاع اختلافى در گرفت كه منجر به بيرون راندن آنان از مدينه شد و خداوند رانده شدن را بر آنان مقرّر فرمود .

منافقان

421 - در ميانهء راه خداوند سپاه اسلام را از لوث منافقان پاك ساخت و حدود
هامش
( 1 ) - آل عمران / 118 .