تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
مرد كور دل و نابيناست » . امّا گويا قبل از صدور اين دستور يكى از سپاهيان ضربتى بر سر وى وارد آورده سر او را شكافت . گفتنى است كه روى آوردن رسول خدا ( ص ) به نبرد با دشمن در خارج شهر پس از قبول رأى اكثريّت مسلمانان مورد مشورت او مبنى بر انجام چنين كارى و در حالى بود كه وى قبل از كشاندن آنان به سوى ميدان نبرد بدانان توجّه داد كه وى تسليم رأى آنان شده است ، زيرا كه وى پس از ابراز رأى اكثريّت زره خود را بر تن كرد و سپر خويش را برداشت تا آمادهء نبرد باشد . وى همچنين جايگاه و مسؤوليّتهاى سپاهيان خود را مشخّص ساخت و همين امر گوياى آن بود كه او تسليم رأى اكثريّت شده است . در اين ميان برخى از مؤمنان چنين احساس كردند كه پيامبر را به اكراه به چنين كارى واداشته‌اند . آنان با خود گفتند : « رسول خدا ( ص ) به ما فرمان داد تا در مدينه بمانيم و او به خدا و خواست خدا آگاهتر است و از آسمان بر او وحى مىرسد » . آنان چنين مىپنداشتند كه نظر رسول خدا ( ص ) مبنى بر ماندن در شهر از وحى و فرمان خداوند در اين مورد ناشى شده است در حالى كه آنان به سبب شدّت ايمان و علاقهء خود به رسول اكرم ( ص ) چنين گمانى كرده بودند و اگر واقعا در اين مورد وحيى در كار بود ، ديگر در جايى كه فرمان خداوند و امر و نهى او هست جايى براى ابراز عقيده و اظهار نظر وجود ندارد . به همين دليل است كه مىگوييم نظر رسول خدا ( ص ) در اينجا يك تدبير جنگى از جانب خود او بود و به همين علّت نيز هنگامى كه رأى اكثريّت بر چيز ديگرى قرار گرفت [ از آنجا كه پاى وحى در ميان نبود ] به حكم آيين شورا به اين رأى تن در داد . چنين به نظر مىرسد كه مؤمنان در پى همين گمان از نظر خود برگشتند ، امّا پس از مشورت و قطعى شدن نتيجه ديگر جايى براى ترديد و بازگشت وجود ندارد ، زيرا ترديد موجب خلل در ارادهء سپاه كه يكى از مايه‌هاى قدرت آن است مىشود و شكست را در پى مىآورد .