Skip to main content

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — Page 492

Contributors:

P.492
رويارويى با آنان بيرون مرو كه به خداوند سوگند براى رويارويى با هيچ دشمنى از شهر بيرون نرفتيم مگر اين كه دشمن بر ما چيره شد و هيچ گاه در شهر نمانديم مگر اين كه بر دشمن چيره شديم . پس اى رسول خدا آنان را به حال خود بگذار كه اگر در همان جا كه هستند بمانند در بد زندانى مانده‌اند و اگر نيز وارد شهر شوند ، مردان از پيش روى به جنگ با آنان خواهند پرداخت و زنان و كودكان از بالاى سر بر آنان سنگ خواهند افكند و اگر نيز بر گردند سر شكسته و همان گونه بر خواهند گشت كه آمده‌اند » . ليكن بسيارى از مسلمانان با اين نظر كه نظر رسول خدا ( ص ) نيز بود مخالفت كردند . اين مخالفان خود به دو گروه تقسيم مىشدند : [ گروهى دلاور مردان و دليرانى بودند كه در انتظار دشمن نشستن را با روح حماسى خود سازگار نمىيافتند و معتقد بودند لزوما بايد به ملاقات دشمن بروند و در انتظار آنان ننشينند . حمزه يكى از اين گونه افراد بود كه با صلابت اظهار داشت : « سوگند به آن كه كتاب را بر تو نازل كرده است به جنگ با آنان خواهيم شتافت » . يكى ديگر از دلير مردان انصار نيز گفت : « اى رسول خدا ( ص ) اگر با داشتن چنين ملّتى به جنگ با آنان نروى كى به جنگ خواهى رفت ؟ » . گروه ديگر نيز كسانى بودند كه در نبرد بدر توفيق حضور نداشتند و مىخواستند در اين نبرد افتخارى همانند افتخار شركت در آن نبرد به دست آورند . آنان مىگفتند : « ما از اين پيش در آرزوى چنين روزى بوده‌ايم و آن را از خدا مىخواسته‌ايم . اينك خداوند آن را براى ما فراهم آورده و به ما نزديك ساخته و فاصلهء ما با آن اندك است » . بدين ترتيب به علت بيشتر بودن كسانى كه خواهان نبرد بودند و نيز كسانى كه مىخواستند به جاى افتخار شركت در بدر كه از آن محروم مانده بودند به افتخار شركت در احد دست يابند تصميم بر آن شد كه براى نبرد بيرون روند . زيرا رسول خدا ( ص ) كه خود آيين شورا را آورده و مردم را به آن فرمان داده بود پاسخى جز آن