فصل بيستم منافق پروران
سابقهء روابط يهوديان با پيامبر
399 - رسول خدا ( ص ) در به دو ورود به مدينه با يهوديان پيمان بست و حقوق و تعهّدات آنان را مشخّص ساخت . وى بر آنان بر اساس نيكى و همكارى متقابل و نه همكارى در گناه و نيز بر اساس همكارى در دفع گناه و بدى و پرداخت ديه جنايت پيمان بست و آزادى كامل و تعهّد همكارى و حمايت به آنان داد و بر اين مضمون پيمانهاى عمومى و يا اختصاصى منعقد ساخت . امّا حسادتى كه در سينههاى آنان جاى گرفته بود از اين بود كه رسول موعود كه آنان آرزوى بعثت او را در ميان فرزندان اسحاق داشتند از ميان فرزندان اسماعيل مبعوث شده بود . آنان مىدانستند كه در آينده پيامبرى مبعوث خواهد شد ، امّا چون اين پيامبر موعود برانگيخته شد از روى همين حسادت آنچه را خود بدان آگاهى قبلى داشتند مورد انكار قرار دادند و بدان كافر گشتند و هرچه نيز اين يقين آنان بيشتر شد كه اين همان پيامبر موعود در تورات است بر خشم و كفر و دلآزردگى مىافزودند و هرچه آيات بيشترى از نبوّت او مىديدند بر طغيان و گمراهى و بر سركشى و فساد در زمين مىافزودند ، گويا تنها آنان سلالهء قبايل هستند كه برادر خويش را كشت تنها بدان سبب كه قربانى يكى از آن دو پذيرفته شده و قربانى ديگرى يعنى همان قابيل پذيرفته نشده است .
اكنون مناسب است اظهارات صفيّه همسر رسول خدا ( ص ) و دختر حيى