كار بدى مىكنند چرا كه آنان نخست ايمان آوردند ولى پس از آن كافر شدند پس خداوند بر دلهاى آنان مهر زد و آنان نمىفهمند » « 45 » .
بدين ترتيب روشن مىشود همان قدرت اسلام كه در نبرد بدر ظهور كرد باعث شد تا اين مشركان و يهوديان براى محفوظ ماندن از آسيب قدرت مسلمانان ظاهر اسلامى به خود بگيرند و در عمل در ميان صفوف مسلمين ضعف و سستى به وجود آورند و كسانى را كه در دل و انديشهء آنان ضعفى وجود دارد بفريبند . به عبارت ديگر قدرت اسلام سبب شد كسانى كه در دل به خدا و رسول او ايمان ندارند بىآن كه به دل ايمان آورند تظاهر به ايمان كنند و خود را در ظاهر پيرو اسلام نشان دهند .
ابن كثير دربارهء ظهور اين پديده كه در سال دوّم هجرت رخ داد چنين مىگويد :
« در همين سال مشركان مدينه و يهوديان بنى قينقاع و بنى نضير و بنى قريظه و نيز يهود بنى حارثه سر تسليم در مقابل مسلمانان فرود آوردند و با مسلمانان از در مسالمت در آمدند و بسيارى از مشركان و يهوديان اظهار اسلام كردند در حالى كه در باطن امر منافق بودند و برخى بر همان عقيدهء قبلى خود باقى ماندند و برخى نيز كلا ترك هر عقيدهاى كرده نه با اين گروه و نه با آن گروه و ميان كفر و ايمان مردّد بودند ، آنسان كه خداوند در قرآن كريم اين گروه را بدين وصف خوانده است » « 46 » .
مراد ابن كثير از اشارهاى كه خداوند به منافقان دارد اين آيه است كه « منافقان با خداوند نيرنگ مىكنند و او نيرنگ آنان را تباه مىسازد . آنان چون به سوى نماز برخيزند بىحال و بىعلاقه برخيزند . آنان براى مردم ريا و تظاهر مىكنند و جز قدرى اندك ياد خدا نمىكنند . آنها ميان اين [ وضعيّت و ميان كفر و ايمان ] ماندهاند
هامش
( 45 ) - منافقين / 3 - 1 .
( 46 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 347 .