و نه با اينانند و نه با آنان . هركس كه خداوند او را گمراه كند برايش هيچ راهى به سوى هدايت نخواهى يافت » « 47 » .
از اظهارات ابن كثير چنين بر مىآيد كه پس از آن كه خداوند مسلمانان را پيروز ساخت و پرچم دين را به اهتزاز در آورد كسانى كه با اين دين مخالف بودند و در كنار رسول خدا ( ص ) و مؤمنان مىزيستند به سه گروه تقسيم شدند :
الف : گروهى كه از اسلام سخن بر زبان داشتند و كفر در دلهاى آنان جاى گرفته و بر آن حكمفرما بود . همين گروه مقصود اين آيه است كه مىفرمايد : « چون با مؤمنان روبرو شوند گويند ما ايمان آوردهايم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند و با آنان بنشينند گويند ما با شماييم و ما فقط [ مؤمنان را ] مسخره و ريشخند مىكنيم . خداوند آنان را ريشخند مىكند و مىگذاردشان تا همچنان در طغيان و سركشى خود دست و پا زنند » « 48 » . اين گروه بر كفر خود ماندند و خداوند نيز آنان را در طغيان خود رها كرد چرا كه آنچه اين گروه اظهار مىكردند بيش از آن چيزى بود كه در دل نهان مىداشتند . آنان بر اين موضع خود همچنان ماندند و بدان ادامه دادند تا جايى كه روزبروز بر فساد و سركشى خود افزودند .
ب : گروهى كه در دل و در انديشه ضعيف بودند و انديشههاى آنان فرو مانده بود . اين گروه در اين كه به اسلام تظاهر مىكردند ، امّا در واقع هيچ عقيدهاى در دل نداشتند منافق بودند . اين گروه هر چند عقيدهء گذشتهشان با تعارضى ميان آنچه اظهار مىداشتند و آنچه در باطن آنان بود تقريبا از ميان رفته بود ، امّا هنوز تمايلاتى به آن عقيده داشتند . همين گروه است كه خداوند در توصيف آن مىگويد : « ميان اين دو ماندهاند و نه با اينانند و نه با آنان » « 49 » و پيامبر اكرم ( ص ) نيز در وصف آن مىفرمايد : « مثل منافق مثل گوسفندى سرگردان ميان دو گله است كه نمىداند به
هامش
( 47 ) - نساء / 141 و 142 .
( 48 ) - بقره / 14 و 15 .
( 49 ) - نساء / 142 .