وى با اين همراه شد كه رسول اكرم ( ص ) دست بر چهرهء وى كشيد تا آن سان كه با شريعتى كه آورده و به مردم رسانده غبار از چهرهء حقايق عالم بشريّت زدود از چهرهء اين حقيقت نيز غبار بزدايد .
آن سان كه ابن كثير مىگويد دو خبر فوق با يكديگر تلاقى و همسويى دارند و هر دو بر اين دلالت مىكنند كه رسول اكرم ( ص ) در موارد مختلفى با اين كنيه آن حضرت را خوانده است .
گروهى از فرمان پروردگار خويش سر برتافتند و راه فسق در پيش گرفتند ، در ميان آن كسانى كه در گمراهيهاى اين گروه از آنان پيروى مىكنند چنين شايع كردهاند كه اين كنيه حاكى از كمى شأن و منزلت على ( ع ) در نزد رسول خدا ( ص ) است . امّا به عقيدهء ما آن سان كه كردار اين گروه كردارى زشت و ناشايست است سخن آنان نيز زشت و ناروا است .
همان گونه كه اشاره كردهايم رسول خدا ( ص ) در اين غزوه با بنى مدلج و همپيمان آنان بنى ضمره پيمان صلح بست . سهيلى در الروض الانف متن قرار دادى را كه ميان رسول اكرم ( ص ) و بنى ضمره منعقد شد بدين شرح آورده است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم [ اين پيمانى است ] از محمّد رسول خدا ( ص ) براى بنى ضمره مبنى بر اين كه آنان خود و اموالشان در امنيّت است و تا در درياها صدفى هست اين خاندان از يارى مسلمانان در مقابل هر كه به آنان تعرّض كند برخوردار خواهند بود مگر آن كه جنگ عليه آنان بر سر دين الهى باشد . پيامبر ( ص ) نيز اگر آنان را به يارى فرا خواند به وى پاسخ مثبت خواهند داد و بدين وسيله طاعت خداوند كرده ، از پناه رسول خدا ( ص ) برخوردار خواهند شد و نيكان و پرهيزگاران آنان از يارى بهرهمند خواهند بود » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: حسين صابري
ص٣٣٤