فضيلتها و اعتلاى حق و سركوب كردن باطل صورت پذيرد و اين در حالى است كه جنگهاى پيامبرانى چون موسى ، داوود ، سليمان و ديگر رسولان الهى در تعقيب چنين هدفى بوده نه آن كه ناشى از سلطهجويى و خونخوارى آنان باشد كه از چنين گمانى به خداوند پناه مىبريم و ذات او پيراسته از چنين نسبتى است چه ، او جز فرشتگان با كرامت خويش بر آدميان نمىفرستد .
ما از مجموع بحثى كه گذشت به حقايق ذيل كه حقايقى آشكار و روشن است دست يافتيم :
الف : جنگهاى رسول خدا ( ص ) براى اعتلاى كلمهء حق و محو باطل ضرورتى گريز ناپذير بود و رسالت او نيز به سر فرود آوردن و خوار شدن خير در مقابل شر فرا نمىخواند و از ديگر سوى دعوت او نمىتوانست به راه خود ادامه دهد مگر آن كه موانعى كه بر سر راه آن قرار مىگيرند و مانع از رسيدن آن به مردم مىشوند بر طرف شود تا تبليغ رسالت به نحو درست و كامل انجام گيرد و البتّه پس از آن مردم از اين اختيار برخوردار باشند كه هر كس مىخواهد راه هدايت را برگزيند و هر كس مىخواهد به گمراهى خويش ادامه دهد كه « هر كس راه هدايت در پيش گيرد به سود خود كرده و هر كس گمراه ماند به زيان خويش بر گمراهى مانده است » « 38 » .
ب : جنگهاى رسول خدا ( ص ) جنگهايى اسوه و الگو و مبتنى بر فضيلت بوده كه به انسان مىآموزد چگونه مىتواند هم يك انسان با فضيلت و هم يك رزمنده و جنگجو باشد و چگونه در همان حال كه شمشيرها بر هم اصطكاك مىيابد انسانيّت مىتواند محترم شمرده شود .
ج : جنگهاى رسول خدا ( ص ) و كسانى كه در پرتو هدايت او راه مىسپرند و او را در جنگ و صلح اسوهء خود قرار مىدهند نوعى عبادت است ، چرا كه اعتلاى حق و تلاش و جنگ در اين راه عبادت شمرد مىشود و خداپرستى از ديدگاه اسلام
هامش
( 38 ) - زمر / 41 .