رسول اكرم ( ص ) و تاريخ اين جنگها گذشت به هدف ردّ گفتهها و پاسخگويى به شبهههاى گروهى صورت گرفت كه در اين باره سخنانى نادرست اظهار داشتهاند و چنين مىپندارند كه جنگ و خونريزى نمىتواند كار پيامبران باشد .
چنين پندارى و چنين سخنى جز يك اتهام نيست ، چرا كه تا آدميزاده آدميزاده است ناگزير بايد سلطهجويى بر همديگر وجود داشته باشد . به عبارت ديگر از آن زمان كه شيطان از سر تكبّر و برترى طلبى از سجده كردن بر آدم امتناع ورزيد نبرد و رويايى ميان خير و شر بر پا شده و دشمنى ميان رذيلت كه تجاوز مىكند و فضيلت كه از خود دفاع مىكند برقرار و استوار گرديده و از همان زمان كه آدم و ذرّيّهء او به زمين فرو آمدند و شيطان نيز با اين تهديد كه « مؤكّدا همهء آنان را وسوسه خواهم كرد و از راه بيرون خواهم برد مگر بندگان مخلص تو را » « 35 » . با آنان همراه شد ، اين فرموده خداوند جامهء عمل پوشيد كه « از بهشت [ به زمين ] فرود آييد كه برخى دشمن برخى ديگريد » « 36 » و از همان زمان جنگ ميان خير و شر آغاز شد .
در چنين وصفى شايسته نيست شرّ و بدى به حال خود گذاشته شود تا همچنان به جولان خود ادامه دهد و هيچ دفاعى در مقابل آن صورت نگيرد . از همين جاست كه جنگ ميان فضيلتها و رذيلتها ضرورت مىيابد ، آن سان كه خداوند مىفرمايد : « اگر بازداشتن برخى از مردم از سوى برخى ديگر نبود فساد بر زمين حكمفرما مىشد ، اما خداوند بر جهانيان فضل فراوان دارد » « 37 » .
كسانى كه جنگهاى رسول خدا ( ص ) را مورد اعتراض قرار دادهاند تصوّرى از جنگ جز اين ندارند كه يك سلطهجويى بشرى و به سان جنگ و به هم پريدن حيوانات درّنده بر سر خوردن يك شكار يا مسكن گزيدن در يك جنگل است . اينان به سبب غرق شدن در مادّيّت نمىتوانند اين را تصوّر كنند كه جنگى براى احياى
هامش
( 35 ) - حجر / 40 - 39 .
( 36 ) - بقره / 36 .
( 37 ) - همان / 251 .