مجاهد همهاش ايثار و دگر دوستى است .
از همين جاست كه اسلام رهبانيّت را منع كرده است ، چرا كه رهبانيّت به معنى گريختن از زندگى و سختيهاى آن ، يك مرگ انتخابى است - آن گونه كه قوانين اروپايى راهبان را در حكم مردگان مىشمارد - و اين در حالى است كه اسلام براى هيچ بندهاى و هيچ خدا پرستى چنين مرگى انتخابى و چنين فرارى غير مسؤولانه را نمىخواهد بلكه خواهان آن است كه مؤمن به عنوان زندهاى در ميان زندگان سودمند به حال مردم و حمايت كنندهاى از آنان در مقابل خطرات و ناخوشاينديها باشد ، زيرا عبادات اسلامى عبادتهايى مبتنى بر برخورد منفى با مظاهر حيات نيست و به جاى آن مبتنى بر برخورد سازنده با پديدههاى عالم هستى و به معنى مشاركت در پيشبرد بشريّت است و به همين منظور عالى رساندن هر نوع سودى به ديگران - از ديدگاه شرع - يك صدقه محسوب مىشود ، آن سان كه فرمود : « هيچ مسلمانى نيست كه درختى بنشاند يا زراعتى بكارد و انسانى ديگر يا حيوانى از آن بخورد مگر آن كه به ازاى اين كار براى او صدقهاى نوشته مىشود » .
البتّه معنى اين سخنان آن نيست كه مسألهاى به نام معنويّت و جنبههاى روحانى در زندگى انسان در اسلام وجود ندارد ، بلكه در اين دين معنويّت در صدر همهء امور قرار دارد و به عنوان مثال نماز و روزه و حج و اعتكاف مشتمل بر جنبههاى معنوى و بلكه همهء آن معنويّت است ، امّا معنويّت و توجّه به جنبههاى روحانى از ديدگاه اسلام به معنى بريدن از زندگى و زندگان نيست ، بلكه در كنار تجرّد و جدا شدن از تن و خواستهها و شهوات آن و نيز تعالى روان و روح به بهبود روابط ميان انسانها و اين نكته نيز توجّه دارد كه مؤمن آشنا و سازگار با ديگران باشد و با مردم انس بگيرد و ديگران نيز با او انس گيرند .
كوتاه سخن در بحث از جهاد رسول خدا ( ص )
362 - آنچه تاكنون به عنوان مقدّمهاى بر پرداختن به جنگهاى