مشتمل بر امورى چون دورى از آميزش با ديگر مردم ، روى گردانى از كارهاى دنيوى ، روى آوردن به آنچه مايهء رفعت دين است و نيز امر به معروف و نهى از منكر كه مشخّصهء اين امّت است مىباشد
در حقيقت مجاهد و راهب در سه نكته با يكديگر همانندى و در دو نكتهء ديگر با هم اختلاف دارند . اما نكاتى كه در آن تشابه دارند عبارت است از :
الف : كناره گزيدن از مردم و خروج از دايرهء زندگى عاديى كه ديگر مردم خود را بدان مشغول ساختهاند ، عمر خويش را به خوردن ، آشاميدن و بهرهورى از ديگر جلوهها و لذايذ حيوانى زندگى دنيا سپرى مىكنند .
ب : راهب از زن پرهيز مىكند و مجاهدى كه به افتخار شركت در جهاد نايل آمده نيز در مدتّى كه بدان مشغول است از زن و فرزندان كه پارههاى جگر اويند بريده و از آنان دور شده است .
ج : هر دو جان و هستى خويش را به خداوند تقديم داشتهاند : راهب به عبادت مشغول شده تا به نظر خود ، به آن معنويّتى كه او را به خدا نزديك مىسازد دست يابد و مجاهد نيز در راه خدا از هستى و از جان خويش دست شسته آن را تقديم خداوند داشته است تا از حقّى كه خداوند به يارى آن فرمان داده است دفاع و حمايت كند .
بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه ميان راهب و مجاهد مشابهت وجود دارد ، هر چند در هدفى كه هر يك از آن دو از كار خود دارند نوعى اختلاف حاكم است ؛ چه ، راهب تنها براى خود و براى رسيدن به عبادت انفرادى خويش از مردم كناره مىگيرد ، در حالى كه مجاهد بدين هدف [ چند وقتى ] از صحنهء زندگى عادى دور مىشود كه از حق و از مردم حمايت و دفاع كند و فرمان پروردگار خويش را به اجرا در آورد .
بنابراين عبادت راهب تنها به منظور نتيجهگيرى شخصى خود اوست و از آن فراتر نمىرود ، در حالى كه عبادت مجاهد به هدف منافع عموم مردم است و به عبارت ديگر در عبادت راهب نوعى خود خواهى وجود دارد در حالى كه عبادت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: حسين صابري
ص٣٢٢