خوردگان و بويژه اسيران رفتارى از آنان سر نزند كه مورد خشنودى خداوند نباشد .
در صفحات پيش اين آيه را يادآور شديم كه : « در راه دوستى او مسكين و يتيم و اسير را اطعام مىكنند » « 29 » . اينك نيز به يادآورى اين نكته مىپردازيم كه اسلام در برخورد با اسير دو نكته را لازم دانسته است .
الف : سپاه اسلام حق ندارد از سپاه دشمن اسير بگيرد مگر آن كه در زمين خون بريزد و سپاه دشمن با زخمهايى كه برداشته از ادامهء نبرد ناتوان شود ، آنسان كه مىفرمايد : « هيچ پيامبرى حق ندارد اسير در اختيار داشته باشد مگر آن كه در زمين خون بريزد شما [ با اسير گرفتن بىموقع ] در پى بهرهء دنياييد و خداوند آخرت را [ براى شما ] مىخواهد و او عزّتمند و حكيم است » « 30 » .
ب : قرآن كريم كه به فرمودهء آيهء « ما ذكر را بر تو نازل ساختيم تا آنچه را بر مردم نازل شده براى آنان بيان كنى » « 31 » پيامبر مجرى احكام آن است در مورد سرنوشت نهايى اسيران دو راه را كه راه سوّمى براى آن نيست پيشنهاد مىكند و مىفرمايد : « وقتى با كافران رودرو شديد آنان را گردن بزنيد و چون آنان را با خونريزى زمينگير ساختيد ريسمانها [ ى اسارت را بر آنان ] محكم ببنديد و پس از آن يا بر آنان منت خواهيد نهاد و يا از آنان فديه خواهيد گرفت و [ آزادشان خواهيد كرد ] تا آن كه جنگ بارهاى خود را فرو گذارد [ و اندكى از بار مالى آن با اين فديه گرفتن جبران شود ] » « 32 » .
گفتنى است كه آزادى اسير در مقابل فديه گاه به اين است كه در مقابل آزادى اسيرانى كه در دست مسلمانان قرار دارند به همان تعداد از اسيران مسلمان آزاد شوند و گاه به اين است كه ثروتى در مقابل اسير به مسلمانان داده شود .
هامش
( 29 ) - انسان / 8 .
( 30 ) - انفال / 67 .
( 31 ) - نحل / 44 .
( 32 ) - محمد / 4 .