بشدّت خشمگين مىشد . يكبار به وى خبر رسيد كه سربازان اسلام برخى از اطفال مردم را كشتهاند . پس [ به توبيخ آنان ] به خطبه ايستاد و فرمود : « برخيها را چه شده است كه آنقدر در كشتن ديگران پيش رفتهاند كه كودكان مردم را كشتهاند ؟
هشدار كه كودكان را نكشيد . . . هشدار كه كودكان را نكشيد » .
رسول خدا ( ص ) از كشتن كارگران مزد بگيرى كه در ازاى دريافت مزد خود براى ديگران كار مىكردند نهى فرمود و اين نهى را تكرار كرد ، چرا كه جنگ او به هدف كشتن توانگران قادر و يا تنگدستان ناتوان نبوده بلكه به هدف مقابله با ستم و تجاوز كسانى كه اسلحه در دست گرفتهاند و يا به تدبير و فرماندهى جنگ عليه مسلمانان پرداختهاند صورت مىگرفت و اين در حالى بود كه كارگران - البتّه مشروط به آن كه كارشان تهيّهء اسباب و مقدّمات و وسايل مورد نياز جنگ نباشد - در هيچ يك از اين دو گروه قرار نمىگرفتند .
پيامبر اكرم ( ص ) همچنين از تخريب و از جمله از قطع درختان بدان سبب كه ضرورتى براى آن نبود - مگر در مواردى كه دشمن از آن به عنوان وسيلهء استتار و كمين عليه مسلمانان استفاده كند - منع مىفرمود .
356 - [ بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه ] جنگهاى رسول خدا ( ص ) همانند جنگهاى فرومايگان پستى نبود كه بر گردن گناهكار و بيگناه شمشير مىنهند ، بلكه جنگ او جنگ مردان مقتدر و و الا صفتى بود كه شمشير را تنها بر موضع درد و مرض و آن جايى كه فساد در آن نهفته و كمين كرده است مىگذراند تا شر را از كمينگاه خود در آورند و در اين منطق جز آن كسى كه شمشير برگرفته و ستم و تجاوز كرده و يا به تدبير و فرماندهى جنگ پرداخته است كشته نمىشود .
اينگونه است كه مىگوييم فضيلتها و ارزشهاى انسانى در همه مراحل جنگهاى رسول خدا ( ص ) - از آغاز تا پايان - بر آن سايه گستر بود و هر چند اين جنگها براى دفع تجاوز دشمنان ضرورتى انكارناپذير به نظر مىرسيد امّا - آنسان كه تاكنون تكرار كردهايم - مقيّد به مراعات فضيلتها و ارزشها بود ، زيرا خداوند ما را
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: حسين صابري
ص٣٠٩