نبى خداوند ، سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت من نيز همانند آنچه او در خواب ديد در خواب ديدهام » به حضور رسول اكرم ( ص ) آمد و آن حضرت نيز در پاسخ او فرمود : خداوند را بر اين سپاس مىگوييم » « 32 » .
اين ترتيبى است كه ابن اسحاق در نحوهء راه يافتن مسلمانان به كيفيّت اذان آورده و مدّعى است اين مهم از طريق خوابى كه دو تن از صحابه ديدند و در پايان مشورت رسول اكرم ( ص ) با صحابهء خود در اين مورد صورت پذيرفت و آن حضرت خواب صحابهء خود را تقرير فرمود و بدين ترتيب مشروعيّت اذان از اقرار رسول خدا ( ص ) - و نه از خواب و رؤيا - ناشى شد .
امّا ابن هشام در السيرة النبّويّة در مورد روايت ابن اسحاق چنين اظهارنظر كرده كه در مورد اذان و صيغهء آن وحى بر پيامبر ( ص ) نازل شد نه آن كه يك خواب منشا آن باشد . وى مىگويد :
ابن جريح گفته است : عطاء به من گفت كه از عبيد الله بن عمير ليثى شنيدم كه مىگفت : پيامبر ( ص ) و اصحابش بر اين انديشه شدند كه براى فراخوانى مردم به اجتماع براى نماز از ناقوس استفاده كنند . در همين حال كه عمر بن خطاب مىخواست دو چوب براى آماده كردن ناقوس بخرد در خواب ديد كه « ناقوس را استفاده نكنيد ، بلكه براى نماز اذان گوييد » . پس عمر براى اطّلاع دادن رسول خدا ( ص ) از آنچه ديده بود قصد زيارت آن حضرت كرد . امّا در راه با صداى اذان بلال شگفت زده شد و چون رسول اكرم ( ص ) را از خوابى كه ديده بود با
هامش
( 32 ) - همان . ص 232 ناگفته نماند كه بنابر آنچه تاريخ گوياى آن است و نيز بنا بر آنچه فقه اهلبيت كه نزديكترين فقه به رسول خدا ( ص ) ست از آن سخن مىگويد جمله « حىّ على خير العمل » نيز يكى از فصول اذان است كه عمر آن را از اذان برداشته و - چنان كه در آن روايت مشهور آمده - گفته است : « سه چيز در عهد رسول خدا ( ص ) وجود داشته كه من از آنها نهى و آنها را حرام اعلام مىكنم و بر آنها مجازات مىكنم : متعه نساء ، متعه حج و حىّ على خير العمل » . ر . ك . : النص و الاجتهاد ص 206 و 207 به نقل از شرح تجريد قوشچى ، « اواخر مبحث امامت » ، و الغدير ، ج 6 ، ص 213 ، به نقل از شرح تجريد و نيز طبرى در المستبين . - م .