تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
به همين دليل رسول خدا ( ص ) به ايجاد روابط دوستانه و تأليف گروههاى مختلف ساكن در مدينه - اعم از مهاجرين ، انصار ، يهوديان و بلكه مشركان مدينه - با يكديگر پرداخت . ابن كثير در البداية و النهاية مىگويد : « در مدينه از قبايل يهود بنى قينقاع ، بنى نضير و بنى قريظه سكونت داشتند . آنان قبل از اوس و خزرج و آن‌گونه كه طبرى مىگويد در ايام بخت النصر زمانى كه سرزمين مقدّس را مورد هجوم قرار داد و فتح كرد [ از آنجا هجرت كرده و ] در اين شهر سكونت گزيدند . سپس هنگامى كه سيل عرم رخ داد و قبايل يمن در اين سوى و آن سوى متفرق گرديدند ، اوس و خزرج در مدينه و در كنار روميان سكونت گزيدند و با آنان همپيمان شدند و از آنجا كه آنان را به سبب دانش و آگاهى از طريق آنچه از پيامبران بدانان رسيده بود بر خود برتر مىديدند كم‌كم خود را همسان آنان مىكردند » « 27 » . اما پس از هجرت بدان سبب كه پيامبر موعود از ميان فرزندان اسماعيل مبعوث شده و نه از ميان فرزندان اسحاق ، يهوديان كينهء مؤمنان و پيامبر ( ص ) را به دل گرفتند اين در حالى بود كه آنان پيش از اين خود را به اميد آمدن پيامبر موعود بر مشركان مدينه پيروز مىخواندند ، ليكن « هنگامى كه آنچه از آن آگاهى قبلى داشتند به سراغ آنان آمد بدان كفر ورزيدند . پس لعنت خداوند بر ستمكاران باد » « 28 » . ابن قيّم معتقد است كه پس از هجرت ، مدينه محّل سكونت گونه‌هاى مختلفى از مردم شد و مؤمنان در دو گروه مهاجر و انصار و نيز يهوديان در طوايف مختلف بنى نضير ، بنى قينقاع و بنى قريظه در آنجا زندگى مىكردند و كسانى نيز در خارج اين شهر علم دشمنى با آنان بر افراخته بودند . او در اين‌باره چنين مىگويد :
هامش
( 27 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 224 . ( 28 ) - بقره / 89 .