« چون رسول خدا ( ص ) وارد مدينه شد كفّار در برخورد با او به سه گروه تقسيم شدند : گروهى با پيامبر وارد مصالحه شدند و بر اين پيمان بستند كه با او وارد جنگ نشوند و عليه او با يكديگر همدست نگردند و نيز عليه او با دشمنانش رابطهء دوستى برقرار نكنند . آنان بر كفر خود باقى ماندند و در عين حال از امنيّت جانى و مالى برخوردار بودند ، گروهى نيز از در جنگ با او در آمدند و علم جنگ عليه او برافراشتند . گروه سوّمى نيز پيامبر را واگذاشته ، نه با او صلح كردند و نه با وى به جنگ پرداختند . بلكه به انتظار نشستند تا ببينند فرجام كار او و يارانش به كجا خواهد كشيد . البتّه از اين گروه برخى در دل دوستدار پيروزى آن حضرت بر دشمنانش بودند ، برخى پيروزى دشمنان بر او را دوست داشتند و برخى نيز در ظاهر در صف ياران پيامبر ( ص ) در آمدند و در واقع امر با دشمنان او همراه بودند تا در برخورد با هر دو گروه مسلمان و كافر از امنيّت برخوردار باشند . اينان همان منافقانند .
رسول اكرم ( ص ) با هر يك از اين طوايف و گروهها بر اساس آنچه خداوند به وى وحى كرده بود رفتار مىفرمود » .
هر چند ورود پيامبر ( ص ) به مدينه به ظهور چنين رفتارهايى انجاميد ، اما همهء اين گروهها و همهء اين انشعاب و انقسام در يك زمان صورت نپذيرفت ، چه ، به عنوان مثال - به گمان من و نيز آنگونه كه سياق رخدادهاى تاريخى نشان مىدهد و در آينده به بيان آن خواهيم پرداخت - نفاق ، تنها پس از پيروزى مسلمانان در نبرد بدر خود را نشان داد . هنگامى كه بنى قينقاع از اين پيروزى آگاه شدند و در پى آن كينهء خود عليه موّمنان را آشكار ساختند و قصد شرآفرينى داشتند و مسلمانان با آنان وارد نبرد شدند و شر آنان را باز داشتند ، از يكسو نفاق خود را نشان داد و از ديگر سوى برخى از دشمنان پيامبر ( ص ) اسلام دشمنى خود را اعلام كردند .
به هر حال ، زمان ظهور اين گروهها هرچه باشد آنچه مسلم است اين است كه از همان آغاز هجرت دستكم پيامبر ( ص ) با سه گروه مواجه بود : مشركان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: حسين صابري
ص٢٦٦