ساير خطب ايشان و ثالثا در بردارندهء برخى از آيات مدنى است كه پس از زمان اين خطبه ايراد شده است [ و همين سه نكته اين خطبه مرا تضعيف مىكند و در هر حال ] خداوند خود آگاه است .
دو : خطبهء اوّل به روايت بيهقى
وى اين خطبه را از عبد الرحمن بن عوف روايت كرده و مىگويد : اين نخستين خطبهاى است كه پيامبر ( ص ) پس از اقامت در مدينه ايراد فرمود آن حضرت در ميان مردم برخاست ، خداوند را سپاس گفت و وى را بدانچه شايسته بود ستايش كرد و سپس فرمود :
« اى مردم براى آيندهء خود [ چيزى ] پيش بفرستيد كه خواهيد دانست كه به خداوند سوگند كسى از شما مىميرد و گوسفندان خود را [ در بيابان ] بىهيچ چوپانى رها مىكند و سپس [ چون به حضور خداوند مىرود ] خداوند در حالى كه هيچ سخنگويى و هيچ حاجبى ميان او و بندهاش قرار ندارد به او مىفرمايد : « آيا رسول من به سراغ تو نيامد تا پيام مرا به تو برساند ؟ آيا تو را ثروت ندادم و نعمت نبخشيدم ؟ پس اينك براى خود چه پيش فرستادهاى ؟ » پس آن شخص جانب راست و چپ خويش را مىنگرد و هيچ مشاهده نمىكند . آنگاه پيش روى خود را مىنگرد و جز جهنم نمىبيند . پس هركس مىتواند - هر چند شده با يك نيمه خرما - چهرهء خويش را از آتش دور بدارد و هركس حتى همين مقدار هم در اختيار ندارد با يك سخن خوش همين كار را بكند كه شخص با يك كار نيك از ده برابر تا هفتصد برابر پاداش مىبيند .
و السّلام على رسول الله [ عليكم ] و رحمة الله و بركاته » « 36 » .
سه : خطبهء به روايت دوم بيهقى
بيهقى مىگويد : سپس رسول خدا ( ص ) خطبهاى ديگر ايراد فرمود كه از اين قرار است :
هامش
( 36 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 214 .