گفته است ، به خداوند سوگند او كاروان تجارت ما را در پناه خود قرار مىداد و اجازه نمىداد در منطقهء او مورد ستم و تعرّض قرار گيرد » . به هر حال آن دو پس از شنيدن اين مسأله آمدند و مرا آزاد كردند » .
ما اين داستان را با همهء طولانى بودنش آورديم تا روشن شود كه چگونه اين مسأله قريش را سخت مىآزرد و به خشم مىآورد كه تقاضاى محمّد ( ص ) با پاسخى مثبت مواجه شود و او پناهگاه و پايگاهى براى دعوت خويش در يثرب بيابد . اين خشم خود را در تعقيب مردم مدينه از سوى مشركان و نيز در آزار و شكنجهاى كه به سعد بن عباده روا مىداشتند نشان داد . او تنها كسى بود كه مشركان به وى دست يافتند و قبل از آن ، ديگران از دسترس آنها دور شده بودند و اگر زمانى كه اين گروه متجاوز از هفتاد تن بودند مشركان به آنها مىرسيدند ، خدا مىداند كه چه فرجامى به بار مىآمد . شايد در همين جا نخستين نبرد ميان مشركان و مسلمانان برپا مىشد ، هر چند اين تعقيب ، خود ، نخستين نبرد ميان نبردهاى مسلمان - با تعداد اندك - و نيروى مشركين - با تعداد فراوان - بود و شايد در همين ماجرا مشركان اين حقيقت [ تلخ ] را دريافتند كه دوران استضعاف رو به پايان نهاده و خداوند خود پشتيبان پايداران است .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: حسين صابري
ص١٧٧