بدين ترتيب مردم يثرب از طريق همين مجادلات خود با يهوديان شناختى از نبوّت و دركى از بعثت محمدى ( ص ) داشتند . آنان علاوه بر اين در دو قبيلهء بزرگ اوس و خزرج جاى مىگرفتند و پيوسته اختلافات شديدى ميان اين دو برپا بود و گاه كار به جنگ ميان آنها مىكشيد . البته شايد اين اختلافات نتيجهء دسايس يهوديان بود كه در هر جا و در سايهء هر جامعهاى كه زندگى مىكنند وحدت آنان را بر هم مىزنند و بذر فتنه در ميان آنان مىكارند . بدينسان حالت قهر و جدايى ميان اين دو قبيلهء ساكن يثرب استمرار داشت و هر از چند گاه ميان آنان جنگ در مىگرفت . در اين ميان برخى از آنان از قريش عليه گروه مقابل خود كمك مىخواستند و بدين ترتيب نيازمند پشتيبانى و همكارى خارجى بودند . از ديگر سوى نيز به علت خونريزيهاى پىدرپى در اين شهر ، آنان از هركس كه ميان آنها وحدت و آشتى بر قرار سازد استقبال مىكردند و در اين ميان اين رسول خدا ( ص ) بود كه ميان آنان وحدت برقرار كرد و اين خداوند بود كه دلهاى آنان را با يكديگر آشتى و انس داد ، آنسان كه فرمود : « به ياد آريد آن زمانى را كه دشمن همديگر بوديد و خداوند ميان دلهايتان انس و آشتى برقرار كرد و به نعمت او با يكديگر برادر شديد و نيز بر لبهء پرتگاه آتش بوديد و شما را از آن نجات داد » « 14 » .
آغاز ارتباط با مردم يثرب
308 - ارتباط با مردم يثرب با ارتباطاتى فردى با برخى از افراد اوس و خزرج آغاز شد و پس از آن راه تكامل را در پيش گرفت تا زمانى كه ارتباطاتى با گروههاى آنان برقرار شد و پس از آن ماجراى بيعت آنان با رسول خدا ( ص ) صورت پذيرفت و دوبار تكرار شد .
ابن اسحاق روايت مىكند كه سويد بن صامت كه از بنى عوف و مردى شريف
هامش
( 14 ) - آل عمران / 103 .