كشتار ادامه داد و پيش رفت تا به مداين كه قصر پادشاهى كسرى در آنجا قرار داشت رسيد و همهء مردمى را كه در آنجا بودند كشت و تمامى محصولات و ديگر اموال آنان را در اختيار گرفت و زنان را اسير كرد . سر شاهزاده را نيز تراشيد و او را بر الاغى سوار كرد . آنگاه قدرى از دستبندها و النگوهايى كه در نهايت خوارى و ذلّت از ايرانيان ستانده بود به سوى كسرى فرستاد و به او چنين پيغام نوشت كه اين همان چيزى است كه خواستهاى . آن را بگير . . . » .
از ديگر سوى ، كسرى نابينا شد و هر چند محاصرهء خود را بر قسطنطنيّه شديدتر و تنگتر كرد ، اما به هدفى دست نيافت .
بدين ترتيب كسرى پس از آن كه به سبب حيلههاى پىدرپى قيصر گرفتار ناكامى و اندوه شده بود به سرزمين خود بازگشت و بدينسان ايرانيان در نزديكترين سرزمين [ به سرزمين عرب ] آنگونه كه بر روم غلبه يافته بودند ديگر بار شكست خوردند چنين است كه كارها پيش از اين و از اين پس با خدا بوده و خواهد بود « 12 » .
اين خبر بدين سبب در اينجا آورده شده كه اين ماجراها ادامهء پيروزى بنى شيبان بر كسرى است كه رسول خدا بدان پيشگويى فرموده بود . لذا ما اين خبر را در جاى خود ذكر كردهايم ، چرا كه بخشى از رخدادهاى مربوط به اين موضوع قبل از هجرت آغاز شد و تا دوران پس از آن ادامه يافت و علاوه بر آن ، اين ماجرا به گونهاى به پيروزى آيندهء اسلام در ايران اشاره دارد .
اينك پس از به پايان بردن سخن در اين موضوع ديگر بار به ملاقاتهاى رسول خدا ( ص ) با قبايل در دورهء قبل از هجرت و زمينهسازيهايى كه قبل از هجرت براى آن انجام گرفت باز مىگرديم .
ملاقات رسول خدا ( ص ) با اوس و خزرج
307 - آنگونه كه از اين پيش گفتيم رسول خدا ( ص ) خود را به قبايل نشان
هامش
( 12 ) - ابن كثير ، تفسير ، ج 3 ، ص 424 و 425 .