تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
و اشاره به اين است كه ماه خواهد شكافت معنى كردن لفظ است به معنايى غير از آنچه ظاهر آن مىباشد و اين در حالى است كه هر گونه تفسير كلمات قرآن به چيزى جز ظاهر آن نيازمند دليل و توجيهى براى آن و محتاج قرينه‌اى است حاكى از آن كه از اين لفظ چيزى جز آنچه ظاهر آن مىباشد اراده شده است . 294 - اين آن چيزى است كه ظاهر آيهء قرآن از آن حكايت دارد و آن - خودبخود - حجّت و برهانى است گوياى وقوع اين حادثه كه با وجود آن نيازى به دليلى ديگر در تأييد شقّ القمر نيست چه قرآن خود تأييد كنندهء ديگر امور است نه اين كه از چيزى تأييد بگيرد . البتّه در اين ميان سنّت و اخبار كيفيّت وقوع حادثه و نه اصل آن را بيان مىكند و بنابر اين ، اينك به سراغ سنّت مىرويم تا ببينيم اين ماجرا چگونه رخ داده است . ابن كثير مىگويد اصل وقوع و يا مشكل آن با رواياتى به طرق مختلف از بسيارى صحابه اثبات مىشود . او در ادامهء رواياتى از انس بن مالك خادم رسول خدا ( ص ) جبير بن مطعم ، حذيقه ، عبد الله بن عمر ، ابن مسعود ، ابن عباس نقل مىكند [ كه همه حاكى از همين ماجراست ] . بخارى و مسلم نيز اين را [ به طرق گوناگون ] روايت كرده‌اند كه مردم مكّه از پيامبر ( ص ) آيتى خواستند و در اين هنگام ماه دو بار شكافت . در روايت مسلم از قتاده از انس بن مالك است كه مردم مكّه از رسول خدا ( ص ) خواستند آيتى بدانان نشان دهد و آن حضرت ماه را به دو نيمه به آنان نشان داد . بخارى نيز همين روايت را نقل كرده و چنين افزوده است تا آنجا كه [ نيمى از آن در جانبى از حراء و نيمى در جانبى ديگر و ] كوه حراء را ميان دو نيمه ماه ديدند » . با توجّه به اين روايت جمله‌اى را كه در روايت فوق وجود دارد مبنى بر اين كه « ماه دو بار شكافت » مىتوان چنين تفسير كرد كه مراد از دو بار شكافته شدن ماه شكافته شدن آن به دو نيمه است .