گزارد و سپس به پيشگاه خداوند عليه آن درخت نفرين كرد . در پى نفرين او ، خداوند بادى سخت را بر آن درخت فرو فرستاد و آن باد ، درخت را از ريشه برآورد و در اين هنگام ، بسيارى از آن مردم پيرو او شدند و وضعيت و شرح ماجراى نفرين او و آنچه پس از اين نفرين بر سر درخت آمده بود در همه جا پخش شد .
بدينترتيب ، نجران به عقيدهء فيميون گرويد و وى آنان را به سوى آيين حقيقى عيسى ( ع ) هدايت كرد .
بىترديد ، اين خبر از افسانه خالى نيست ، بويژه آنكه برخى توهّمات در اين خبر وجود دارد . به همين دليل ، ما از ذكر همه تفاصيل اين ماجرا خوددارى ورزيديم و به مقدارى بسنده كرديم كه قابل باور كردن است و دليلى وجود ندارد كه دال بر دروغ بودن آن باشد و يا اين گمان را به وجود آورد كه اين ماجرا اصلا نامعقول است .
عليرغم همه مبالغههايى كه در اين ماجرا وجود دارد ، عقل وجود چنين رخدادى را نفى نمىكند ، چرا كه ، بىترديد ، آيين مسيحى به نجران راه يافته بود و در ابتداى ورود به اين سرزمين ، اين مسيحيت ، مسيحيت عيسى بود و نه مسيحيتى كه پس از عيسى انحراف يافته بود . هر چند بعدها ، رگههايى از تحريف در عقايد مردم نجران به وجود آمد ، اما هنگامى كه اين مسيحيان با پيامبر ( ص ) ملاقات كردند ، باقيماندههايى از درستى و نيكنفسى در آنان بر جاى بود . در اين ملاقات غير از نجرانيان ، گروه ديگرى از اعراب معتقد به مسيحيّت نيز حضور داشتند ، همانند مسيحيان بنى تغلب كه در كنار مسلمانان مىزيستند و تا زمان خلفاى پس از پيامبر نيز بر مسيحيت ماندند . عليرغم انتشار مسيحيّت در سرزمين نجران كه در پى تبليغات مبلغان اصيل مسيحى صورت پذيرفته بود ، پادشاه آن سرزمين بر آيين بتپرستى باقى بود . در اين ميان ، ملّت نجران چنان مصلحت ديدند كه مبلّغان مسيحيت كه با اخلاص به يگانه پرستى موجود در آيين مسيحيت اصيل مىپرداختند از اين سرزمين خارج شوند . پادشاه كه چنين ديد ، اين مبلغان را مورد آزارى سخت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: حسين صابري
ص٨٧