بدينسان ، يهوديان حتى از رفتار شايسته با كسانى كه آنان را پناه دادند و در سرزمين خود مسكن داده بودند ، سرباز زدند و به آنان به ديدهء افرادى پايينتر و بيسواد نگريستند ؛ چه ، به گمان باطل يهوديان و در گفتار نادرست آنان ، حق بيسواد را مىتوان خورد آرى ، آنان خود را از اعراب به كنار مىگرفتند و حوزهاى ديگر جداى از آنها به خود اختصاص دادند و در همسايگى اعراب به زندگى خود ادامه دادند در حالى كه مىگرفتند ولى نمىدادند .
مسيحيّت
33 - همانگونه كه يهوديان به سرزمين آزادى يعنى سرزمين عربى پناه آورده بودند ، مسيحيان نيز - هنگامى كه تحت ستم روميان قرار داشتند و يهوديان نيز در اين كار مشوّق آنان بودند ، آنگونه كه دربارهء تلاش يهوديان در تشويق روميان عليه مسيح ( ع ) روايتى رسيده است - به همين سرزمين پناه آوردند .
مسيحيان به سرزمين نجران پناهنده شدند . چنين به نظر مىرسد كه اين مسيحيان مهاجر كسانى بودند كه از حوزه حاكميّت شاهان روم كه آنان را مورد ستم قرار مىدادند گريخته بودند . همچنين به نظر مىرسد آنان در ابتداى كار يگانهپرست بودند تا زمانى كه بتپرستى از طريق عقيده به تثليث و الوهيّت عيسى و مادرش و روح القدس در اين آيين آسمانى راه يافت كه در اين هنگام آنان نيز چنين عقيدهاى پيدا كردند .
در كتاب الاكتفاء آمده است :
« در سرزمين نجران باقيماندگانى از معتقدان به عيسى بن مريم بر عقيده به انجيل استوار ماندند . آنان ديندارانى اهل فضل و استقامت بودند و رهبرى آنان بر عهدهء مردى به نام عبد الله تامر بود كه در جايگاه اصل و مرجع آن دين در سرزمين نجران نشسته بود ، سرزمينى كه در آن روزگار از بهترين سرزمينهاى عربى دانسته مىشد » .