نكردند و آنان را در جامعهء خود جاى ندادند ، بلكه آنها را « سامريون » ناميدند .
اين يهوديان ، همچنين در كنار اوس و خزرج كه وطن اصلى آنان يمن بود زيستند .
هنگامى كه بتپرستان يمن اوس و خزرج به مدينه - آنجا كه چراگاهى پر حاصل و سرزمينى خرم بود - هجرت كردند ، يهوديان نيز به مناطق اطراف مدينه مهاجرت گزيدند و بدينترتيب ، قبايل بنى نضير ، بنى قينقاع ، بنى قريظه و خيبر به اطراف يثرب آمدند .
آنان به دليل نژاد پرستى خاص خود با جامعهء اعراب در نياميختند ، بلكه دژهايى انتخاب كردند كه محلّ اقامتشان قرار مىگرفت و مزارعى سرسبز و با طراوت به خود اختصاص دادند كه به همين سبب ، صاحب درختان و محصولات خرما شدند . اين نخلستانها در ملكيت يهوديان ساكن مدينه ، بنى نضير ، بنى قريظه و بنى قينقاع قرار داشت همچنان كه ساكنان خيبر نيز وضعيتى مشابه داشتند .
اين يهوديان به مقتضاى وضعيّت فكرى و نژادپرستى خود ، خود محور بودند ، تنها خود را دوست داشتند و با ديگر مردم همكارى نمىكردند .
بدينترتيب ، آنان با اعراب داد و ستد نمىكردند و اگر هم داد و ستدى داشتند ، اعراب را مغبون و حقّ آنان را پايمال مىكردند و پيمانهاى خود را مىشكستند ، آن گونه كه خداوند مىفرمايد : « گروهى از اينانند كه اگر حتّى يك دينار به ايشان امانت دهى ، آن را به تو بر نمىگردانند مگر تا زمانى كه بالاى سرشان باشى . اين بدان سبب است كه آنان گفتهاند ما را با بيسوادها كارى نيست ما با آنان و از آنان نيستيم .
آنان بر خدا دروغ مىبندند و از اين كار خود آگاهند . بلكه آن كس كه به پيمان خويش وفادار باشد و بپرهيزد محبوب است كه خداوند متّقيان را دوست دارد » « 22 » .
هامش
( 22 ) - آل عمران / 76 - 75 .