آنجا بود سجده كرد . اين سجده را نيز سببى است كه مفسّران آن را در ذيل آيه « و ما پيش از تو هيچ پيامبرى و هيچ رسولى را نفرستاديم مگر آنكه چون تمنّى « 45 » مىكرد شيطان در آنچه او تمنّى كرده بود القاء مىكرد . امّا خداوند پس از آن آنچه را شيطان القا مىكند منسوخ مىنمايد و سپس آيات خويش را استوار مىسازد و خداوند دانا و حكيم است » « 46 » آوردهاند و در همينجا داستان غرانيق را يادآور شدهاند . ما چنين برگزيدهايم كه از ذكر اين افسانه خوددارى كنيم تا كسانى كه آن را در جاى خود قرار نمىدهند و تحليل درستى از آن ندارند آن را نشنوند . البتّه اين نكته را متذكّر مىشويم كه اصل اين داستان در صحيح بخارى وجود دارد . بخارى مىگويد : « ابو معمر ما را حديث گفت [ كه ] عبد الوارث ما را حديث گفت [ كه ] ايوب از عكرمه از ابن عباس حديث آورد كه گفت : پيامبر ( ص ) به سورهء نجم سجده كرد و مسلمانان و مشركان و انسانها و پريان با او به سجده در آمدند » .
بخارى براى نقل اين حديث سند ديگرى جز سند مسلم ذكر كرده است .
مسلم مىگويد : « محمّد بن بشار ما را حديث گفت [ كه ] غندر بر ما نقل حديث كرد [ كه ] شعبه به نقل از ابو اسحاق ما را حديث گفت كه از اسود به نقل از عبد الله [ بن عباس ] شنيدم كه گفت : پيامبر در مكه و النّجم را قرائت كرد و در پى آن سجده كرد و هر كه با او بود نيز سجده نمود ، مگر پيرمردى كه مشتى خاك يا ريگ برداشت و به سوى پيشانى برد و گفت : همين مرا بس است . . .
اين حديث را مسلم ، ابو داوود و نسائى روايت كردهاند و احمد نيز همانند آن از نظر سند روايت كرده است » « 47 » .
به اعتقاد ما اين افسانه ساختگى و دروغ است به اين دليل كه :
اوّلا : مقتضا و مفادّ اين حديث ! آن است كه پيامبر پس از تلاوت
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
« 48 » تحت تأثير شيطان عبارت « تلك الغرانيق
هامش
( 45 ) - در ترجمه اين عبارت بدينگونه نكتهاى وجود دارد كه روشن خواهد شد . م .
( 46 ) - حج / 52 .
( 47 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 90 .
( 48 ) - نجم / 20 - 19 : « آيا لات و عزى و منات آن سوّمين ديگر را ديديد ؟ » .