تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
در پى اين شكست يكى از آن دو يعنى همان مكّار قريش و سياستمدار نيرنگباز آنان عمرو بن عاص اقدام به پخش شايعاتى كرد مبنى بر اين كه قريش به محمّد ( ص ) ايمان آورده است . اين شايعات سريعا در همه‌جا گسترد تا آن‌كه به مؤمنان مهاجر رسيد و برخى از آنان آن را باور كردند و بدان دل دادند ؛ چه انسان پاكدل گاه فريب مىخورد آن‌سان كه از اين پيش شيطان جدّ ما آدم را كه پاكدل بود فريفت . بدين‌ترتيب برخى از مهاجران كه اين شايعه را صحيح پنداشته بودند و شمار آنان حدود 33 تن بود روانهء بازگشت به مكّه شدند . امّا هنوز در آستانهء اين شهر قرار نگرفته بودند كه مشاهده كردند آزار و ريشخند و استهزاء به استقبالشان مىآيد . در اين هنگام برخى از آنان در پناه بعضى از بزرگان مشركين قرار گرفتند ، برخى به استقبال آزارها رفتند و بر آن صبر كردند و برخى ديگر نيز از سوى بستگان و نزديكان خود محبوس شدند . نيرنگبازان توانسته بودند با اين شيوه برخى از مهاجران را از حبشه بازگردانند تا ديگر بار بتوانند آنان را به زير سلطهء ظالمانهء خود گيرند . امّا هدف مشركان مبتنى بر بازگرداندن تمامى مهاجران به صورت كامل تحقّق نيافت ، زيرا اكثر مسلمانان فريب اين شايعه را كه تهمتى خباثت‌آميز و حيله‌گرانه بيش نبود نپذيرفته و در سرزمين حبشه مانده بودند . در اينجا ممكن است كسى بگويد : آيا شما مدركى نيز براى اثبات اين فرضيّه كه چنين چيزى يك شايعه بود در دست داريد ؟ بويژه آن‌كه اسباب و عوامل ديگرى براى اين بازگشت مهاجران جز آنچه شما گفتيد ذكر مىشود . آن اسباب و زمينه‌ها به ماجراى پيامبر ( ص ) با مشركان و تمجيد آن حضرت از لات و عزى يا افسانهء غرانيق برمىگردد كه بسيارى مدّعى آنند و در صحيح بخارى نيز آمده است . پاسخ ما به چنين ايرادى آن است كه ما به مقتضاى فرضيّه‌هاى تاريخى و ضرورتهاى تاريخ كه از تعليل اسباب و زمينه‌هاى وقايع با مقايسهء آنها با موقعيّت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 736 | حسين صابري / محمد أبو زهرة