خبر شاديى بىنظير يافتند .
264 - كار مسلمانان در حبشه سامان يافت . در اينجا نقطهء ابهامى كه وجود دارد آن است كه تاريخ اين نكته را متذّكر نشده است كه آيا مسلمانان در حبشه كار و پيشهاى داشتند يا ميهمان نجاشى بودند . تاريخ در اين باره هيچ نگفته است . اين نيز بدان سبب است كه مورّخان سيرهء نبوى تنها به وضعيّت روحى مسلمانان ، وضعيّت اسلام و تحمّل آزارها و سختيها از سوى مسلمين در راه عقيدهء خود توجّه داشتند و در اين زمينه تا آنجا كه هر حقيقتجويى بخواهد كسب آگاهى كند طول و تفصيل دادهاند ، امّا هرگز به كار و پيشهء مادّى مسلمانان از صنعت و پيشهورى نپرداختهاند !
امّا ما مىخواهيم آنچه را تاريخ در لابلاى صفحات خود ناگفته دارد كشف كنيم . ما اين ناگفتهها را از چهرهء كسانى كه به آن ديار هجرت كرده بودند باز مىشناسيم و اينك به همين سبب است كه بايد از چهرهء آن مهاجران وضعيّت و احوال آنان را نيز تصوّر كنيم .
يكى از اين مهاجران عثمان بن عفّان بود . او كه تاجرى چيره دست به شمار مىرفت در حالى از مكّه به حبشه آمد كه على القاعده مقدارى از ثروتش را نيز با خود داشت . او از ديگر سوى كسى نبود كه كار تجارت خود را واگذارد تا به جاى خوردن از دسترنج خود از صدقات ديگران بخورد . علاوه بر اين ، تاريخ چنين چيزى را متذكر نشده است كه مسلمانان در طى مدت اقامت در حبشه ميهمان نجاشى بودهاند ، چه آنكه پيوسته شمار مسلمانان مهاجر رو به افزايش بود و قاعدة نجاشى نمىتوانست چنين بار سنگين ماليى را بر دوش كشد . بنابراين اگر لزوما مىبايست دربارهء نحوهء تأمين معيشت مسلمانان فرضيّهاى ارائه دهيم چنين تصوّر خواهيم كرد كه عثمان به مسلمانان مهاجر كمك مىكرد تا بتوانند كارهاى درآمدزايى در پيش بگيرند كه ما يحتاج آنان را به اندازهء كافى - بدور از اسراف و كمبود - تأمين نمايد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 734
مساهمون: حسين صابري
ص٧٣٤