263 - اين نخستين دور مكر باطلى بود كه بر ضدّ پيروان حق طرّاحى شد و نتيجهء آن نيز چيزى جز احقاق حق نبود . امّا عمرو بن عاص كسى است كه با نخستين شكست باطل در حيلههاى خود متوقّف نمىشود ؛ چه ، او مردى چيره دست در اين ميدان است . به همين سبب نيز بود كه اين گفتگو ميان او و همراهش كه از وى پاكدلتر بود در گرفت :
عمرو بن عاص به او گفت : « به خداوند سوگند ، فردا با برنامهاى به حضور پادشاه رسم كه با آن بنياد مهاجران را بر كنم » . دوست عمرو به وى پاسخ داد :
« چنين مكن كه آنان هرچند با ما مخالفت كرده باشند امّا بستگان و كسانى دارند » .
امّا عمر و حيلهگر گفت : « به خداوند سوگند ، پادشاه را از اين مطلع خواهم ساخت كه آنان مدّعيند عيسى بن مريم بندهاى از بندگان است » .
فرداى آن روز فرا رسيد و عمرو به همراه دوستش عبد اللّه بن ربيعه با نجاشى ديدار كرد و گفت : « پادشاها آنان عقيدهاى خطير در مورد عيسى بن مريم اظهار مىدارند . در پى آنان بفرست و از آنچه دربارهء او مىگويند بپرس » .
بدينترتيب ، نجاشى در پى مسلمانان فرستاد و آنان به همين سبب در ترس و نگرانى و حيرت و سرگردانى گرفتار شدند و برخى گفتند : « دربارهء عيسى بن مريم چه خواهيم گفت » . امّا آن كسانى كه آزارهاى قوم خود را تحمل كرده بودند براى آنكه سختيهاى ديگر را نيز پذيرا شوند آمادگى داشتند . آنان به همين سبب با اطمينان خاطر گفتند : « به خداوند سوگند ، همان چيزهايى را خواهيم گفت كه پيامبرمان فرموده است . حال نتيجه هرچه مىخواهد باشد .
به هر حال مسلمانان مهاجر به حضور نجاشى رسيدند . با ورود آنها نجاشى از ايشان پرسيد : « درباره عيسى بن مريم چه عقيدهاى داريد ؟ » .
جعفر در پاسخ او اظهار داشت : « دربارهء او همان اعتقادى را داريم كه پيامبرمان ( ص ) آورده است . او مىفرمايد : عيسى بندهء خداوند و رسول او و روح او و كلمهء وى است كه آن را به مريم آن دوشيزهء پاكدامن القاء كرد » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 732
مساهمون: حسين صابري
ص٧٣٢