تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
دينمان مانع شدند ، به قصد سرزمين تو بيرون آمديم و تو را بر ديگران برگزيديم و به زندگى در پناه تو علاقه‌مند شديم و اين اميد را به خود داديم كه در حضور تو مورد ستم قرار نگيريم » . در اين هنگام نجاشى در جستجوى حقيقت و در طلب آگاهى به جعفر گفت : « آيا از آنچه او از جانب خداوند آورده است چيزى به همراه دارى ؟ » جعفر گفت : « آرى » . نجاشى به وى اظهار داشت : « آنچه دارى بياور » . پس جعفر آياتى از آغاز سورهء مريم بر او تلاوت كرد . در آياتى كه جعفر قرائت نمود ماجراى زكريا و اين‌كه خداوند يحيى را به وى بخشيد ذكر شده و سپس به مسأله آبستنى مريم به عيسى پرداخته شده است ، آنجا كه فرشته بر او نازل گشت و گفت : « من فرستادهء پروردگارت هستم تا پسرى پاك به تو دهم . . . » در ادامهء اين آيات از ولادت عيسى سخن به ميان آمده است . وقتى آيات مزبور با اين وصف در حضور نجاشى قرائت شد ، او از روشنى حقايق كه پيش رويش قرار داشت تحت تأثير قرار گرفت ؛ چه ، او مؤمنى بود كه چون حقيقت بر او عرضه گردد آن را درك مىكند . او همچنين مردى عدالتگر و در عدالت و ايمان خود نيّتى پاك داشت . او از شدت تأثير پذيرفتن از اين آيات و از فرارسيدن به حقيقت آن‌قدر گريست كه محاسنش‌تر شد . گفته‌اند پس از تلاوت اين آيات كشيشان نيز بمحض شنيدن آنها مهاجران را مورد تأييد قرار دادند . به هر حال در پى اين ماجرا نجاشى گفت : « اين حقايق با آنچه عيسى آورده است همه از يك مشعل پرتو مىگيرد » . وى سپس به آن دو فرستادهء قريش گفت : « برويد كه به خداوند سوگند ، آنان را به شما تسليم نمىكنم و آنها در اين سرزمين دلگير و دل آزرده نخواهند شد » « 43 » .
هامش
( 43 ) - اين خبر با همه تفاصيل آن از ام سلمه روايت شده است و ما در برخى از كلمات آن تصرف كرده‌ايم ، البتّه به گونه‌اى كه عبارت خبر را از آنچه بوده تغيير نداده است .