مقابل خانهء خود يا در آستانهء آن آشكارا به نماز بايستد و بر هيچكس جز خداوند اعتماد و اتّكال نورزد . او اين را پذيرفت كه همچنان نزديك پيامبر و در معرض همان چيزهايى قرار داشته باشد كه آن حضرت در معرض آن بود . او به همهء اين آزارها تن در داد و به بودن در كنار آن بزرگ دل خوش داشت .
تعقيب دوستانه و تعقيب دشمنى آميز
261 - مهاجران براى اين كه مبادا در دين خود دچار فتنه شوند و نيز براى رهاندن خود از تحمل خوارى و اهانت و ريشخند و استهزا به سرزمين حبشه سفر كردند و در آنجا فرمانروايى نيك يافتند كه مقدم آنان را گرامى داشت و آنان را در سرزمين خود آزاد و آسوده خاطر گذاشت .
در اين ميان ، ابو طالب در فراق فرزند خود جعفر و نيز به سبب آنچه بر مسلمانان مكّه رسيده بود تا آنجا كه آنان ناگزير شده بودند از اين شهر بگريزند دلگير شد و به همين سبب « 42 » براى نجاشى پيغامى فرستاد و در مورد مسلمانان به او سفارش كرد .
رسول خدا ( ص ) نيز نامهاى به نجاشى فرستاد و در آن به نيكى با مسلمانان اشاره فرمود و او را به پذيرش اسلام امر كرد . آنگونه كه در روايت بيهقى آمده متن نامه چنين است :
« بسم الله الرحمن الرحيم .
« از محمد رسول خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه
« سلام بر تو . من به سوى تو خداوندى را كه پادشاه قدوس و مؤمن و مهيمن است مىستايم و گواهى مىدهم كه عيسى روح خدا و كلمهء اوست كه آن را به مريم بتول ، آن پاكدامن عفيف و نيكو القا فرمود و وى به عيسى باردار شد و
هامش
( 42 ) - جاى اين پرسش است كه « چرا اين موضع را كه بروشنى مىتواند حاكى از ايمان ابو طالب باشد ، بىهيچ دليلى ، برخاسته از مسائل عاطفى جلوه مىدهند ؟ » . م .