تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
خداوند او را از روح و از دم خود خلق كرد ، آن‌سان كه آدم را بقدرت خود و روحش را به دميدن خويش آفريد . . . « من تو را به خداوند يگانه‌اى كه شريك ندارد ، به فرمانبرى مستمر او به اين كه از من پيروى كنى و به من و آنچه بر من آمده است ايمان آورى فرا مىخوانم كه من رسول خدايم و اينك پسر عم خود جعفر را به سوى تو فرستاده‌ام و تنى چند از مسلمانان نيز همراه اويند . هنگامى كه نزد تو آمدند ، پذيراييشان كن و گستاخى و سركشى واگذار . من تو و سپاهيانت را به خداوند - عزّ و جلّ - فرا مىخوانم و اينك رسالت الهى را به تو ابلاغ مىكنم و اندرز داده‌ام . پس نصيحت مرا بپذيريد . سلام بر آن كس كه راه هدايت را پيروى كند . در اين نامه دو مسأله پيگيرى شده است : الف : رسول خدا ( ص ) در اين نامه نجاشى را به خداوند دعوت مىكند ؛ چه او هرجا مناسبتى و مردى شايسته و مناسب را مىيابد دعوت خويش را پى مىگيرد . اينك او سينه‌اى بازيافته كه حق بدان راه مىگشايد ، چرا كه هر عادلى به حق گوش فرا مىدهد و از كسانى مىباشد كه به پيام حق گوش مىسپارند و نيكوترين راه را مىپويند . نجاشى در پاسخ اين نامه دعوت رسول خدا ( ص ) را پذيرفت و به او و رسالتش ايمان آورد . او با پذيرش دعوت پيامبر ( ص ) نامه‌اى بدين شرح به آن حضرت نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم « به محمّد رسول خدا « از نجاشى اصحم بن ابجر « اى پيامبر خدا ، سلامى از خداوند و رحمت الهى و بركات او بر تو باد . هيچ خدايى جز او نيست كه مرا به اسلام هدايت كرد . اى رسول خدا نامه‌ات به من رسيد كه در آن دربارهء عيسى امورى را يادآور شده بودى . ما آنچه را تو به هدف