تبليغ آن به سوى ما فرستاده شدهاى دريافتيم و پسر عم تو و همراهانش را به خود نزديك ساختيم . من گواهى مىدهم كه تو رسول راستگوى خدا و تأييد كنندهء رسالتهاى پيش از اين هستى . من با تو و با پسر عمويت بيعت كردم و به دست او به پيشگاه پروردگار جهانيان اسلام آوردم و پسر خود اريحا بن اصحم بن ابجر را به سوى تو فرستادم . اى رسول خدا ، من تنها مالك خويشتن هستم و اگر خواسته باشى به حضورت مىرسم ، چه ، گواهى مىدهم كه آنچه مىگويى حق است » .
در اين نامه ملاحظه مىكنيم كه نجاشى فرزند خود را در رأس گروهى از حبشه به هدف ديدار با پيامبر ( ص ) و اظهار تسليم آنان به فرمان خدا و رسول او روانه مىكند .
ب : اين نامه ، علاوه بر اين ، مشتمل بر ادامه توجّه به مهاجران است ؛ چه در طىّ اين نامه رسول خدا ( ص ) نجاشى را به خوش رفتارى با مسلمانان در طول دورهء اقامت در حبشه و نيز به آن دعوت مىفرمايد كه با تكبر و سركشى صاحبان قدرت و سلطنت آنان را دلگير نسازد .
به خاطر همين محبّت فراوان رسول خدا ( ص ) با مهاجران و نيز به خاطر احساس وظيفهء آن حضرت مبنى بر لزوم وفادارى و سپاسگزارى از آنكه شايستهء ستايش و حداقل سزاوار مقابله به مثل و رفتارى نيكوست بود كه چون آن هيئت اعزامى به حضور ايشان رسيد ، خود آن حضرت به خدمتگزارى و پذيرايى آنان مىپرداخت ؛ آنگونه كه بيهقى به سند خود از ابو امامه روايت كرده است كه گفت : « هيئت نجاشى وارد مدينه شدند و آن حضرت ( ص ) خود برخاست و خدمت آنان مىگزارد . اصحاب وى مىگفتند : « اى رسول خدا ، ما تو را از اين كار بىنياز مىكنيم » . امّا وى فرمود : « آنها اصحاب مرا اكرام و با آنان نيكى كردهاند و من دوست دارم اين عمل را جبران كنم » .
262 - اين بود تعقيب دوستانهء رسول خدا نسبت به اصحابش كه هجرت گزيده بودند . اين تعقيب انسان پر مهر و با عطوفتى است كه مىخواهد نسبت به
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 726
مساهمون: حسين صابري
ص٧٢٦