از ايمانش به خداوند كافر شود مورد غضب است مگر كسى كه دلش به ايمان آرامش يافته و با آن وجود بر خلاف آن وادار شده است . البتّه آنكس كه سينهء خود را بر كفر گشوده ، بر چنين كسانى خشم خداوند و براى آنان عذابى بزرگ است .
اين بدان سبب است كه آنان زندگى دنيا را بر آخرت برگزيدند و خداوند مردم كافر را هدايت نمىكند . اينان همان كسانىاند كه خداوند بر دلها ، گوشها و ديدگان آنان مهر نهاده و آنان همان ناآگاهانند . ناگزير همين گروه در آخرت نيز زيانكارانند » « 29 » .
بنابراين ، اين گروه به سبب توهين و شكنجهء فراوانى كه بدانان روا داشته شد ، معذور بودند . خداوند به قدرت و نيروى خود ما را از چنين چيزى محفوظ بدارد و در پناه خود گيرد » « 30 » .
تهديد به بدگويى
254 - مشركان شيوههاى مختلفى را براى آزار مؤمنان در پيش گرفتند :
هركس را كه خاندان و كسانى نداشت كه از او حمايت كنند ، مورد شكنجه و ضرب و شتم شديد قرار دادند . ابو جهل كه يكى از اين شكنجهگران بود تا آنجا در پستى و رذالت فرو رفت كه نيزهاى را بر شرمگاه زنى فرود آورد و او را به قتل رساند ، بىآنكه ملاحظهء هيچ ادبى از آداب انسانيّت و يا آيين بزرگوارى عرب را كرده باشد . اين وضعيّت برخورد مشركان با كسانى بود كه خويشاوندان و خاندانى نداشتند تا به دفاع و حمايت از آنان برخيزند .
مشركان همچنين هركس را كه خاندان و كسانى داشت با تقبيح و سرزنش مورد مؤاخذه قرار مىدادند . ابو جهل آن سبك خرد قريش و بزرگ اوباش و اراذل اين خاندان عهدهدار اين كار شده بود . ابن اسحاق در كتاب السير و المغازى در اين باره مىگويد :
هامش
( 29 ) - نحل / 109 - 106 .
( 30 ) - ابن هشام . ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 321 .