تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
نازل نشده و اين در حالى است كه اگر فرشته‌اى نازل مىكرديم ، كار آنان تمام شده بود و ديگر مهلتى نمىيافتند . اگر ما حتّى او پيامبر خود را فرشته‌اى نيز قرار مىداديم ، آن فرشته را نيز در صورت يك مرد در مىآورديم و بر آن فرشتگان آنچه را مردم مىپوشند مىپوشانديم » « 12 » . مشركان همه اين خواسته‌ها را مطرح ساختند ، نه براى آن‌كه ايمان آورند ؛ چرا كه قبل از طلب اين آيات عقيده به كفر داشتند و در صورتى كه در مسأله‌اى عقيده به باطل مقدّم شده باشد ، و شخص با پيشداورى مشخّصى به سراغ حقيقتى برود همهء راهها و شيوه‌هايى كه براى آن پيموده مىشود - خواه شيوه‌هاى سلبى و برآورده نشدن دليل و آيتى كه آنان جوياى آنند و خواه شيوه‌هاى مثبت و برآورده شدن خواسته‌هاى آنان - يا پاسخى جز انكار و اعتراف نكردن به آن روبرو نخواهد گشت ، زيرا براى كسى كه به منظور ناتوان ساختن مخاطب و از سر لجاجت به طرح سؤال مىپردازد ، قوّت و استحكام دليل جز بر اصرار او در باطل خود و فراوانى ادلّه نيز جز بر فرو رفتن بيشتر او در انكار حقيقت و لجاجت ورزى او نخواهد افزود . خداوند قرآن را دليلى براى آنان قرار داد تا فرصت انديشيدن بيشترى در اختيار آنان قرار دهد ، زيرا قرآن در طىّ زمان دعوت ، پيوسته و لحظه بلحظه ، آنان را مخاطب خود مىسازد و ممكن است در هر يك از اين لحظات توبه و مغفرتى پيش آيد ، در حالى كه ادلّهء حسّى به گونه‌اى است كه فقط در يك لحظه و براى يك‌بار پديدار مىگردد و پس از آن يا عذاب است و يا ايمان . تاريخ گذشته ، اندرزى است براى آنان ، چه هيچ‌گاه آيتى از آن نوع كه اين مردم خواستار آن شدند بر آنها نمىآمد ، مگر آن‌كه نتيجه‌اش هلاكت و نابودى بود نه اقرار و اعتراف به حقيقت ، چرا كه آن مردم كسانى نبودند كه به حق اعتراف كنند ، چون قبل از آن آيات موضع تكذيب حقيقت را در پيش گرفته بودند . آيهء قرآن
هامش
( 12 ) - انعام / 9 - 6 .