راست گفت عبد اللّه بن ابى اميّة بن مغيرة بن عاتكه عمّهء رسول خدا ( ص ) كه پس از طرح خواستههاى خود ، وعده نداد كه در صورت برآورده شدن خواستههايش ايمان خواهد آورد ، بلكه سخن خود را چنين به پايان برد كه گمان نمىكند حتّى در صورت آمدن آن آياتى كه وى خواسته است ، ايمان بياورد .
به همين سبب نيز پيامبر ( ص ) از خداوند نخواست كه خواستههاى آنان را برآورد ، بلكه خواستههاى آنان را از همان ابتدا رد كرد ، زيرا خود مىدانست كه در صورت برآورده شدن اين خواستهها و ايمان نياوردن آنان ، آنسان كه قوم عاد و ثمود هلاك شدند ، اين مردم نيز گرفتار هلاكت و نابودى خواهند شد ، همچنين ، پيامبر ( ص ) مىدانست كه معجزهاى جاويد و پايدار دارد و آيين و شريعت او به پايدارى اين اعجاز جاويدان و هميشگى است و به همين سبب ، شايستهء چنين آيين جاويدى معجزهاى نيست كه در لحظهاى صورت گيرد ، و سپس تمام شود .
چنين روايت كردهاند كه چون آنان اين خواستهها را تقاضا كردند و سؤالات خود را مطرح نمودند ، به پيامبر وحى شد كه « اگر مىخواهى با آنان مدارا كنى مدارا كن و اگر نيز مىخواهى آنچه را تقاضا كردهاند به آنان دهى ، چنين خواهيم كرد و در اين صورت ، اگر تكذيب كنند ، آنسان كه اقوام قبل از آنها را نابود ساختم ، نابود خواهند شد « رسول خدا ( ص ) نيز در پاسخ اين وحى الهى فرمود :
« نه ، بلكه با آنان مدارا خواهم كرد » .
همچنين ، روايت كردهاند كه مشركان به پيامبر ( ص ) گفتند : « از پروردگارت بخواه كه كوه صفا را براى ما يكسره زر سازد تا به تو ايمان آوريم » . پيامبر ( ص ) فرمود : « چنين مىكنيد ؟ » گفتند : « آرى » . پس رسول خدا ( ص ) دعا فرمود و در پى آن دعا جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت : « خداوند تو را سلام مىفرستد و مىفرمايد : « اگر بخواهى كوه صفا براى آنان طلا مىشود و در اين صورت ، هر كس پساز اين آيت كفر ورزد ، او را آنگونه عذاب خواهم كرد كه هيچيك از جهانيان را چنان عذاب نكنم و اگر نيز بخواهى در رحمت و توبه بر آنان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 681
مساهمون: حسين صابري
ص٦٨١