اما بخشى كه در سخنان آن نويسنده باطل است اينهاست :
الف - وى نبوّت را به اورشليم و اطراف آن محدود مىكند و اين نادرست است . زيرا هيچ امّتى نيست مگر آنكه خداوند در ميان آنان هشدار دهندهاى قرار داده است . خداوند در قرآن كريم پس از بيان داستانهاى برخى از پيامبران مىفرمايد : « برخى از آنان ، ماجراهايشان را بر تو گفتيم و برخى ديگر نيز هستند كه ماجراهايشان بر تو نگفتيم » « 2 » .
ما خيلى از اورشليم دور نمىشويم و در مجاورت آن ، سرزمين جزيرة العرب و اطراف آن را مىيابيم كه پيامبرانى در آن جا مبعوث شدند و مكتبهايى آسمانى را در اين سرزمين فرود آوردند . قرآن و تورات از اين مكتبها و از اين پيامبران نام برده و در صفحاتى كه پيش روى داريد به بررسى اين امر خواهيم پرداخت .
ب - او چنين فهميده است كه براى نبوّت مدرسهاى هست كه پيامبران در آن تربيت مىشوند . اين نيز باطل است . زيرا ، نبوّت رسالتى است از جانب خداوند براى بندگان خود كه ابزار آن ، مدرسهاى نيست كه پيامبران در آن فارغ التحصيل مىشوند ، بلكه طريق اين رسالت وحى از جانب خداوند و تكليفى از جانب اوست ، خواه اين وحى به وسيلهء خطابى صورت گيرد كه خداوند از طريق آن براى پيامبر خود پيام مىفرستد و خواه به وسيلهء سخن گفتن خداوند با پيامبر از پشت پردهء غيب ، آنگونه كه در مورد موسى ( ع ) رخ داد ، خواه نيز به وسيلهء فرستادهاى الهى از ميان فرشتگان باشد كه از جانب خداوند براى آنكه به رسالت يا نبوّت برانگيخته شده است نقل مىكند . بنابراين ، اين كه اورشليم را مدرسهاى براى نبوّت بدانيم ، سخنى نادرست و غير علمى است كه با تاريخ پيامبران ( ص ) سازگارى ندارد .
23 - اينك اگر كسى بپرسد كه چرا محمد ( ص ) در جزيرة العرب و آن هم در
هامش
( 2 ) - غافر / 78 .