سوى آزار دهندگان روا داشته مىشد و در رويارويى با آن به همان آيينى بگروند كه سبب پيش آمدن همهء آزارها براى معتقدانش بود ، آنسان كه آزار پيامبر ( ص ) از سوى مشركان سبب آن شد كه حمزة بن عبد المطّلب اسلام آورد و ايمان خود به اين عقيده را اعلان دارد .
گاه نيز پيش رفتن آزار دهنده در آزار و ستم خويش و افراط ورزيدن او در اين امر انگيزه و زمينهاى براى آن مىشود كه دلش بشكفد و راهى براى ايمان به درون آن باز شود ، آنسان كه در مورد عمر بن خطّاب چنين بود و خونى كه از زخم تن خواهرش به سبب آزار او از سوى عمر به خاطر ايمان آوردنش به رسول خدا ( ص ) بيرون جهيد ، سبب و زمينهء آن شد تا خداوند دل او را براى شنيدن آيات قرآن بگشايد و خداوند بر او رحم كرد و دل او را براى ايمان گشود و او ايمان آورد .
همچنين ، همين آزارها سبب هجرت مسلمانان به حبشه شد و در همين هجرت ، نام اسلام در گوشه و كنار آن سرزمين گسترد ، هرچند جز پادشاه حبشه كسى ديگر در آن سرزمين به اسلام نگرويد .
در فصول آينده ، پس از به پايان بردن بحث از مراحل دعوت دربارهء اشكال مختلف رويارويى مشركان با اسلام سخن خواهيم گفت .
آنان كه به خدا و رسول پاسخ گفتند
232 - اسلام از همان زمان كه بر پيامبر ( ص ) نازل شد به دلها راه يافت و اگر چه كسانى كه به گرويدن به آن شتافتند اندك بودند ، اين وضعيّت هر دعوتى است كه تنها به حق و حقيقت متّكى باشد ، چه ، چنين دعوتى به آرامى و با تأنّى به دلهاى گروهها و جماعات راه مىيابد بىآنكه هيچ شتابى و يا نفوذى غير مبتنى بر تفكّر و تأمّل در كار باشد و البتّه آن هنگام كه به هر حال با چنين وصفى به قلبى راه يابد چون كوهى راسخ و استوار خواهد بود .
ممكن است كسى در اينجا به طرح اين نكته بپردازد كه دعوت محمّد ( ص )