تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
نخست در طىّ سه مرحله سير خود را پى گرفت ، مراحلى كه از اين پيش به نقل از ابن قيم در زاد المعاد از آن ياد كرديم و گفتيم كه دعوت از خود پيامبر ( ص ) و از خانهء آن حضرت شروع شد و از آنجا به ميان دوستان و نزديكانى كه با او در ارتباط بودند راه يافت ، از پيامبر ( ص ) به دوستش ابو بكر و از وى به دوستانى چون طلحة بن عبيد الله و عثمان بن عفّان و همچنين از بيت نبوى به صفيّه و زبير و ديگر خويشاوندان نزديك و دوستان نزديكتر انتقال يافت . اين دو مرحلهء نخستينى بود كه ابن قيم در بيان مراحل دعوت بدان پرداخته است . پس از اين دو مرحله ، مرحلهء سوّم يعنى دوران دعوت همگانى قريش و مخاطب ساختن آنان به خطاب دعوت حق فرا رسيد بىآن‌كه در اين دوران دعوت پيامبر به بيت نبوى يا دوستان پيامبر ( ص ) اختصاص داشته باشد . در هر يك از مراحل ، دعوت رسول خدا ( ص ) در همان‌جا آغاز شده متوقّف نمىماند ، بلكه چون نورى كه به ميان تاريكى جريان يابد ، به مرحلهء ديگر مىكشيد . به عنوان مثال ، در دوران دعوت خويشاوندان نزديك ، خبر دعوت به همهء قريش رسيد و رسول خدا ( ص ) تنها فرزندان عبد المطّلب و بنى هاشم را در نهانخانه به خدا و رسالت الهى نمىخواند ، بلكه بىهيچ پنهان كاريى آنان را مخاطب دعوت قرار مىداد . 218 - در اينجا ممكن است كسى به طرح اين سؤال بپردازد كه : رسول اكرم ( ص ) در اين دعوت چه دليلى را در اختيار داشت و ارائه مىكرد ؟ چه ، آنچه از قرآن تا آن زمان نازل شده ، اندك بود و بيشتر آيات قرآن پس از آن دوره نازل شد . در تاريخ نيز چنين ذكر نشده است كه كسى دربارهء قرآن بحثى و مجادله‌اى كرده يا دليلى از آن خواسته و يا بدان استدلال شده باشد . بنابراين ، چه چيز مردم را بدان رهنمون مىشد كه بىآن‌كه هيچ دليلى ارائه شده و يا برهانى اقامه شده باشد از دعوت پيامبر ( ص ) پيروى كنند ؟ پاسخ اين سؤال آن است كه آنچه مردم بدان پاسخ مثبت مىدادند ، اصل