آنان را دربارهء آنچه مىكردند ، مورد پرسش قرار خواهيم داد » « 30 » . در اينباره [ كه رسول خدا ( ص ) مكلف به تبليغ رسالت بر همگان بود ] آيات و احاديث بسيار فراوانى آمده است » « 31 » .
از اين اظهارات چنين مىيابيم كه ابن كثير به تدرّج و سير مرحله بمرحلهء دعوت اعتقاد ندارد و به نظر او از همان زمان كه رسول خدا ( ص ) به انذار خويشان نزديك خود مأمور شد ، دعوت همگانى بود و اگر در اين آيه تنها از خويشاوندان نزديك پيامبر نام برده شده اين حاكى از آن نيست كه در اين آيه دعوت تنها منحصر به آنان دانسته شده است ، بلكه چنين چيزى در آيه حاكى از آغاز دعوت با خويشاوندان يا اعلام دعوت در مقابل آنان عليرغم مورد خطاب بودن ديگران مىباشد و هرگز نشان دهندهء انحصار دعوت و رسالت به آنان نيست ، زيرا رسالت محمّدى ( ص ) سفيد و سياه و زرد و آزاد و برده را مورد خطاب قرار مىدهد .
ما در اين مدّعا كه رسالت محمدى عام و فراگير بود و به خويشاوندان دور يا نزديك منحصر نمىشد با ابن كثير موافقيم ، امّا در اينجا تدرّج و ترتيب و سيرى مرحله بمرحله در كار دعوت و خطاب مردم به رسالت الهى در كار بوده است ، هر چند اين تدرّج و ترتيب خود ، دعوت همهء مكلّفين را بىهيچ تفاوتى ميان دور و نزديك در بردارد و همگان بىهيچ تفاوتى موظّف به پاسخ دادن به اين دعوتند .
البتّه به گمان ما در آيه
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
« 32 » ، خطاب آيه به خاندان و خويشاوندان نزديك رسول خدا ( ص ) محدود نبوده است . به همين دليل نيز محمّد ( ص ) در اجتماعى كه با آنان در صفا برگزار فرمود ، ديگران را در كنار آنها به تجمّع فرانخواند ، چه پذيرفتنى و معقول نيست كه عموم مردم با خطابى كه به گروه خاصّى از مردم اختصاص دارد ، مورد خطاب قرار گيرند ، بلكه ناگزير بايد اين
هامش
( 30 ) - حجر / 25 .
( 31 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 38 .
( 32 ) - شعراء / 214 .