خطاب خاص را به همان گروه خاص ابلاغ كرد . [ به همين سبب ، براى مورد خطاب قرار دادن همگان خطابى ديگر مىخواست و ] اين خطاب در آيات
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ . . . »
« 33 » بر پيامبر نازل گشت .
آنچه از ابن اسحاق نيز آمده مؤيّد هميننظر است . وى مىگويد :
« سه سال پس از بعثت ، خداوند رسول خود را مأمور ساخت تا بدانچه امر شده آشكارا بانگ برآورد و بر آزار مشركان صبر كند . [ پيش از آن ] اصحاب رسول خدا ( ص ) به هنگام نماز به درّههاى مكّه مىرفتند و نماز خود را از ديد ديگران پنهان مىداشتند . [ در همين زمان ، يك بار ] در حالى كه سعد بن ابى وقاص به همراه تنى چند در [ يكى از ] درّههاى مكّه مشغول نماز بودند ، برخى از مشركان در آنجا ظاهر شدند و با آنان برخورد كردند و ايشان را بر آنچه مىكردند مورد سرزنش و ملامت قرار دادند تا آنجا كه به جنگ با ايشان پرداختند . در اين زمان سعد بن ابى وقاص مردى را با استخوان چانه شترى مضروب ساخت و سر او را شكافت و اين اوّلين خونى بود كه در طريق اسلام ريخته مىشد » « 34 » .
ابن اسحاق قبل از اين كلام در جاى ديگرى چنين گفته است :
« مردم ، زن و مرد ، كمكم به اسلام در آمدند تا آنجا كه نام اسلام در مكّهء مكرّمه گسترش يافت و بر سر زبانها افتاد . سپس خداوند رسول خود را بدان مأمور ساخت كه آنچه را بدان امر شده فرياد كند و مأموريّت خود را بر مردم آشكار سازد . آنگونه كه به من رسيده است ، مدتّى كه ميان دوران پنهان داشتن رسالت از سوى رسول خدا ( ص ) تا آن زمان كه خداوند او را به بر ملا كردن دين خود امر كرد سه سال بود و پس از اين مدت خداوند بر رسول خود وحى فرستاد كه « بدانچه مأمور شدى بانگ در ده و از مشركان روى برگردان » « 35 » .
بدينترتيب مىتوان گفت : دعوت رسول خدا ( ص ) در خلال سه سال
هامش
( 33 ) - حجر / 94 .
( 34 ) - ابن هشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 263 ، به نقل از ابن اسحاق .
( 35 ) - حجر / 94 .