كه دعوت رسول خدا ( ص ) در پى يك برنامه و طرح مشخّص قبلى نبود ، بلكه پاسخى بود به دعوت الهى .
البتّه همين اعلان دعوت به خويشاوندان نزديك در واقع اعلان اين مسأله به همهء اعراب بود ، چه اين اعلان از بالاى كوه صفا صورت گرفت و مردم هم كم و بيش آن را شنيدند و هرچند خطاب سخنان به خويشاوندان نزديك آن حضرت بود ، اما كسانى كه اين حقيقت به آنان اعلام مىشد همه قريش بودند و بدينوسيله دعوت پيامبرى آشكار شد كه به عنوان رحمتى بر جهانيان مبعوث شده بود .
رهگذران اين خبر را شنيدند و همهء كسانى كه مكّى نبودند امّا در مكّه به سر مىبردند در پيرامون دعوت او به گفتگو پرداختند و بدينسان ، دعوت محمّد ( ص ) كه اينك مأمور ابلاغ رسالت پروردگار خود شده بود در همهجا گسترد ، بىآنكه با مشركان جنگ و دشمنيى برپا شود ، رودروييى با آنان ايجاد گردد و يا آيين آنان به مبارزه طلبيده شود و مورد تهديد قرار گيرد .
به هر حال دعوت پيامبر آنسان كه آبى زلال بر روى زمينى كه از گياه و بوته پوشانده شده است حركت مىكند به صورت نهانى در جامعه به سير و حركت خود ادامه مىدهد ، ثمر به بار مىآورد ، گياه بر مىروياند و هرچند مخفيانه بوتههاى تازه روييده را بارور مىساخت . كسانى كه اسلام را به عنوان دين خويش برگزيده بودند نيز مراسم عبادت خود را از ديد ديگران مخفى مىداشتند . آنان به درّههاى مكّهء مكرّمه مىرفتند و در آنجا نماز مىگزاردند . در تاريخ چنين سراغ نداريم كه آنان براى نماز به صورت آشكار و علنى و با حالتى تهديد كننده به كعبه رفته باشند ، بلكه آنها مراسم عبادى خود را پنهان برگزار مىكردند .
اسلام آوردن گروه زيادى در اين دوران روايت شده است و اين اسلام آورندگان ، برگزيدگان صحابهاند كه دعوت اسلامى بر آنها استوار شده بود و نخستين پايه از ستونهاى تبليغ محمّدى را تشكيل مىدادند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 607
مساهمون: حسين صابري
ص٦٠٧