تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
جبرئيل بر او فرود آمد ، آن هنگام كه قلبش به جايگاه قدس پر كشيده ، از زمين به سوى ملكوت الهى اوج گرفته و بدين سان ، دلش آمادهء آن شده بود تا نورى آسمانى را در آغوش كشد . در اين هنگام فرستاده‌اى امين از جانب پروردگار جهانيان بر رسول همهء آفريدگان فرود آمد تا رسالت پروردگار را بر دوش او نهد و وى آن را از جانب پروردگارى غفور به همهء جهانيان ابلاغ نمايد . نزول وحى از آن زمان به بعد ادامه يافت . امّا سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه نزول وحى از چه زمانى آغاز شد ؟ گفته‌اند نزول وحى بر رسول خدا ( ص ) در چهل سالگى يعنى در سنينى صورت گرفت كه سن ميانسالى و زمان بالندگى روحى ، جسمى و عقلى انسان و سنّ توانايى بر دوش كشيدن بار مسؤوليتهاست . خداوند دربارهء اين سن مىفرمايد : « چون به ميانسالى و به چهل سالگى رسيد گفت : پروردگارا مرا بياموز و بر آن دار تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشتى سپاس گزارم و كارهاى شايسته‌اى به جاى آورم كه تو آن را مىپسندى » « 13 » محمّد ( ص ) نيز چون به اين سن رسيد خداوند رسالت خود را به سوى او فرستاد و او را كه آمادهء چنين چيزى بود بندهء خالص خويش ساخت و او را
هامش
پس از رسيدن به دهانهء آن ، آن را وحشتناك مىيابد و ترس در درونش مىافتد . اين غار در بلنداى كوه قرار دارد و همين امر باعث مىشود كسى كه در اين غار اعتكاف گزيند احساس عزلت بيشترى از مردم و بلكه بيش از پيش احساس عزلت از زمين و هر آنچه در آن است نمايد . غار در پشت دو صخرهء بزرگ قرار دارد كه مقدارى از آن در درون غار قرار مىگيرد و تنها راهرو تنگى در دهانهء غار ميان آن دو صخره وجود دارد . پس از آن‌كه شخص از اين راهرو و از كنار آن دو صخره بزرگ بگذرد و وارد غار شود ، چنين احساس خواهد كرد كه به صورت كامل از همهء جهان بريده و جدا شده است . انتخاب اين مكان از سوى رسول خدا ( ص ) نيز به اين سبب بود كه در اين غار امكان جدايى و بريدن كامل از همهء مردم و بيگانگى با همه چيز مگر انس با خداوند وجود داشت . انتخاب اين غار از سوى آن حضرت به الهام خداوند بود تا اين رياضت و عزلت مقدّمه‌اى براى جهاد بزرگ او باشد و وى در آن غار باد و امر زندگى كند : بيم و سختى ، هرچند پايان آن دو سعادتبخش خواهد بود . ( 13 ) - احقاف / 15 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 540 | حسين صابري / محمد أبو زهرة