مىآمد ، چه ، از علقمة بن قيس روايت شده است كه گفت : « نخستين چيزى كه از غيب به پيامبران مىرسد ، در خواب است تا دلهايشان به اين آرام شود و خو گيرد ، آنگاه وحى بر آنان نازل مىشود » .
بدينترتيب ، به حقيقت ثابتى مىرسيم كه با همه نقلهايى كه در اين باره آمده سازگارى دارد و با عقل نيز سازگار است . آن حقيقت اين است كه ملاقات پيامبر با روح القدس در مرحلهء نخست در عالم خواب صورت مىگرفت ، خوابهايى كه در وضوح و روشنايى همانند ديدن در بيدارى بود ، چه ، به گفتهء عايشه همانند صبح روشن به تحقّق مىپيوست . هنگامى كه پيامبر ( ص ) از طريق اين رؤياهاى صادقه با روح القدس آشنا شد و به او خو گرفت و دل او سرشار از معنويّت گشت ، مشاهدهء فرشتهء وحى در عالم بيدارى صورت پذيرفت . زيرا ، اين موقعيتى بسيار خطير و سنگين بود كه تنها آن هنگام دلها توان تحمّل آن را مىيابد كه با معنويّت صفا يافته و صيقل ديده باشد .
ممكن است در اينجا كسى بگويد از روايت عايشه چنين استفاده مىشود كه گرايش پيامبر ( ص ) به خلوت گزيدن براى عبادت خداوند پس از آن رؤياهاى صادقه بود در حالى كه آنچه شما گفتيد چنين نشان مىدهد كه صفاى دل پيامبر به وسيلهء عبادت بر اين رؤياها پيشى داشته است .
در پاسخ چنين سخنى مىگوييم : از آن روز كه پيامبر ديده به جهان گشود و كودكى خردسال در گهواره بود ، صفاى روحى در دل او حاصل شده بود . اگر عيسى در گهواره و در كودكى سخن گفت ، محمّد ( ص ) در گهواره و در كودكى به درك حقايق نايل آمد . صفاى روحى پيوسته در طول حيات زيبندهء او بود و هميشه دل او صفا داشت و ناگزير اين صفاى پيوسته و هميشگى تا دوران آغاز جوانى و سنين پس از آن استمرار يافته باشد و بنابراين ، رؤياهاى صادقه در مرحلهء نخست از نشانههاى نبوّت او ، از آن پس پرتوى از وحى و در مرحلهء اخير ، آنگونه كه ابن اسحاق مىگويد ، وحى الهى بود كه در طى آن جبرئيل امين را در خواب مىديد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 538
مساهمون: حسين صابري
ص٥٣٨