بىهيچ راهنمايى كه به حق رهنمونشان گردد رها نمىكند .
در خلال همين فصل با چهرههايى آشنا شديد كه بر آيين قوم خود شوريدند ، برخى از آنان به آيين مسيحى دل بستند و بدان در آمدند و برخى نيز در سرزمينها به گردش پرداختند و به جستجوى عقايد سالمى كه بتپرستى در آن راه نيافته باشد برآمدند و در طلب حقيقت جام شهادت نوشيدند ، تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) پس از بعثت دربارهء آنان مىفرمايد : « خداوند او را به عنوان راهنماى گروهى جداى از ديگران مبعوث خواهد ساخت » .
دوّمين منبع كتب اديان كهن ، اقوال راهبان و احبار و اظهارات علماى تاريخ يهودى و مسيحى بود . به عنوان مثال ، بحيراى راهب محمّد ( ص ) را در دوران نوجوانى ديد و اوصافى را كه براى پيامبر موعود مىدانست در او يافت ، نسطوراى راهب در دوران جوانى آن حضرت با وى ملاقات كرده و خبر اين دو ملاقات در ميان اعراب پخش شده بود . علاوه بر اين ، مسيحيان نجران و ديگران مردم را يادآور اين حقيقت مىشدند كه در انتظار پيامبرى موعودند كه از صفات وى آگاهى دارند . در اين ميان از محمّد ( ص ) بيش از هركس ديگر به عنوان اين موعود نام برده مىشد . البتّه هدف اين گروهها آن نبود كه قصد اعلان حقيقتى را داشته باشند يا در پى هدايتى بوده باشند ، بلكه براى فرو نشاندن كينهء خود و خاموش كردن آتش دشمنيهاى خويش و يا شعلهورتر كردن آن به اين كار مىپرداختند ؛ چه ، هنگامى كه شمشيرهاى بتپرستان در جانشان مىنشست ، اين حقيقت را آشكار مىساختند ، خبر آمدن پيامبر موعود را يادآور مىشدند و خطاب به دشمنان خويش مىگفتند :
« ما به همراه آن پيامبر موعود شما را خواهيم كشت ، آنگونه كه قوم عاد و مردم شهر ارم كشته شدند .
بدينترتيب ، خبر آمدن پيامبر موعود در اينجا و آنجا پراكندند و صاحبان انديشه آمدن او را مورد توقع داشتند و مىدانستند كه زمان او فرا رسيده است و او در چنين شرايطى در تأييد كتب تحريف نشدهاى كه پيش روى آنان بود ، به عنوان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: حسين صابري
ص٥١٦